کلاس استاد توکل
دوستان کلاس استاد توکل فردا از ساعت 17 تا 18 :30 برگزرار می شود
دانلود فیلمنامه بایسیکل ران نوشته محسن مخملباف
درباره فیلمنامه [فیلم] : بای سیکلران فیلمی است به نویسندگی و کارگردانی محسن مخملباف که در سال ۱۳۶۷ در ایران به نمایش درآمد.
فیلم داستان مردی افغان به نام نسیم است که برای تامین هزینه بیمارستان همسرش کاری پیدا نمیکند و سرانجام سوژه یک شرطبندی درباره توانایی او برای رکاب زدن دوچرخه میشود (بایسیکل در زبان انگلیسی به معنای دوچرخه است).
شرح کوتاه فیلمنامه: نقره، زن نسیم – پناهنده تهیدست افغان در ایران – سخت بیمار و نیازمند عمل جراحی است. نسیم همسرش را برغم مخالفت او در بیمارستان بستری میکند و برای تهیه مخارج عمل بهدنبال کار میرود. مرد دوره گردی که میداند نسیم در گذشته قهرمان دوچرخه سواری بوده، به او پیشنهاد میکند در ازای پول دور میدان با دوچرخه به مدت یک هفته رکاب بزند. نسیم شرط را میپذیرد. پس از چند روز محل نمایش به دلیل کم بودن فضا به محل جدیدی نزدیک سفارت شوروی که در آن زمان افغانستان را اشغال کرده بود انتقال می یابد که این حساسیت دیپلمات های شوروی را موجب می شود. دلالان شهر بر سر برد و باخت وی شرط بندی میکنند. مردم در میدان گرد می آیند و نسیم خستگی ناپذیر شب و روز رکاب میزند تا سرانجام در پایان هفته، مرد دوره گرد با زنی کولی میدان را ترک میکند. نسیم که خبرنگاران دوره اش کرده اند، همچنان سوار دوچرخه رکاب میزند.
جوایز فیلمنامه و اقتباسات :
- برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (محسن مخملباف) از هفتمین جشنواره فیلم فجر
- برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (محسن مخملباف) از هفتمین جشنواره فیلم فجر
دانلود فیلمنامه کازابلانکا

ناشر كتاب : کتابخانه دیجیتال ایران
زبان كتاب : فارسی
تعداد صفحات : 145
حجم دانلود : 1.9 مگابایت
کازابلانکا (به انگلیسی: Casablanca) نام یکی از فیلمهای نامآور در تاریخ سینماست. این فیلم که در سال ۱۹۴۲ توسط مایکل کورتیز کارگردانی شدهاست ماجرای عاشقانهای را در گیرودار جنگ دوم جهانی به تصویر میکشد. کازابلانکا با هنرنمایی دو هنرپیشه نامدار تاریخ سینما همفری بوگارت و اینگرید برگمن و با فیلمنامه و گفتار پُرکشش خوش درخشید و در شمار ماندگارترین فیلمهای کلاسیک سینما جای گرفت. برخی آن را بهترین فیلمی میدانند که تاکنون در سیستم استودیویی هالیوود ساخته شدهاست. کازابلانکا بارها و در نظرسنجیهای گوناگون بهترین فیلم عاشقانهٔ تاریخ سینما شناخته شدهاست.
توجه توجه
( منبع استاد توکل و خانم عریضنژاد )
100 فیلم بر تر جهان



عکس ها را سیو کنید و در سایز بزرگ مشاهده کنید
مخاطب شناسی در تلویزیون
جامعه شناسان و اندیشمندان علوم ارتباطات ، توده را محصول رسانه های جمعی می دانند و تفاوت مفهوم عامه با این کلمه در نسبت آنها با رسانه ها رقم می خورد .
جامعه شناسان و اندیشمندان علوم ارتباطات ، توده را محصول رسانه های جمعی می دانند و تفاوت مفهوم عامه با این کلمه در نسبت آنها با رسانه ها رقم می خورد . در واقع یکی از کارویژه های مهم رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون ، مخاطب سازی و توده پروری است . به عبارت دیگر افکار عمومی به عنوان یکی از قدرتمندترین نیروهای اجتماعی برساخته ای رسانه ای است که امروزه نظام های سیاسی تلاش می کنند با در اختیار قرار گرفتن و پردازش آن به اقتدار و استمرار خود کمک کنند و البته این حق طبیعی آنهاست. بنابر این ساخت و تولید انواع برنامه های تلویزیونی اعم از فیلم و سریال و مسابقه و اخبار و ژانر های گوناگون در عین اینکه سرگرم کننده است می تواند در خدمت بسط ایدولوژی قدرت نیز قرار بگیرد. لذا هیچ رسانه ای به اندازه تلویزیون ، مخاطب برایش مهم نیست هم از این رو که به نیازها و سلایق گوناگون بینندگانش پاسخ دهد و هم به دلایل حفظ انسجام سیاسی و نقشی که در مدیریت کلان کشور دارد. از سویی دیگر حفظ ارتباط دوسویه میان مخاطبان و تلویزیون لازمه یک رسانه کارآمد است. مخاطب شناسی اما شیوه ها و تکنیک های علمی خود رادارد که رعایت آن به شناخت و درک صحیح مخاطب کمک می کند .
مخاطب شناسی صرفا به این معنی نیست که شبکه های مختلف تلویزیونی یا برخی آیتم ها و برنامه های خاص چقدر بیننده دارد و مثلا طیف مخاطبان کدام شبکه یا برنامه بیشتر است. البته این مساله ، عنصر مهمی در مخاطب شناسی است که وضعیت آماری مخاطبان تلویزیون مشخص باشد ولی کافی نیست. اساسا امروزه در مطالعات اجتماعی و فرهنگی رویکرد کیفی در روش تحقیق بر روش های کمی غالب شده است و محققان در پی این هستند که به لایه های درونی تر و عمیق تری از واقعیت دست یابند که قطعا روش های کمی نمی تواند برای این هدف ابزار مناسبی باشد. مثلا اینکه فلان برنامه طنز یا سریال خاص بیشترین بیننده را داشته است تصویری روشن و دقیق از مخاطب ارائه نمی دهدو حداقل اینکه جایگاه یک برنامه را در میان آیتم های گوناگون مشخس می کند. این نوع نظر سنجی ها و آمارگیری ها در حین ضرورت به شناخت علمی مخاطب کمک چندانی نمی کند. نگارنده معتقد است برای شناخت بهتر مخاطب ، چند اقدام ضروری است ابتدا اینکه تعریف مخاطب و حدود وثغور آن روشن شود که آیا مخاطب بیننده ای است که به طور اتفاقی پای یک برنامه می نشیند و بر اساس سلیقه و به شکل تصادفی برنامه خاصی را تماشا می کند یا اینکه کسی است که بر اساس انتخابی آگاهانه و بنا به نیازها و انگیزه هایش برنامه ای را انتخاب می کند . مثلا علاقه مندان به سینما به شکل برنامه ریزی شده به تماشای برنامه سینما ۴ یا سینما یک می نشینند و به شکل آگاهانه وحرفه ای آنرا دنبال می کنند .از یک منظر کلی ما دارای دو نوع مخاطب هستیم مخاطبان حرفه ای و مخاطبان عادی و تفننی لذا تعریف دقیق مخاطب ، اولین گام اساسی در مخاطب شناسی است .
شاید به گزاف نباشد اگر بگوییم مخاطب واقعی که تلویزیون باید برای افزایش آن برنامه ریزی کند شخسی است که بر اساس علاقه ، نیازها و انگیزه های آگاهانه به انتخاب یک برنامه دست می زند و به شکل مستمر آنرا دنبال می کند این نگرش البته با مفاهیم مخاطب عام و خاص تفاوت دارد . ممکن است یک مخاطب عام هم به برنامه ای خاص علاقه مند باشد و به طور مستمر آنرا دنبال کند. دوم اینکه مخاطبان را می توان بر اساس شرایط سنی ، میزان تحصیلات و جنسیت و حتی قومیت تفکیک کرد. قطعا یک مخاطب سیستانی با یک مخاطب تهرانی اگرچه هر دو بیننده برنامه واحدی باشند فرق می کنند و هر کدام نیازهای خاص خود را دارند. همچنین زنان و دختران هم با توجه به جنسیت مشترک می توانند مخاطبان متفاوتی باشند مثلا نیازها و سطح علائق و خواسته های یک زن خانه دار با یک زن شاغل متفاوت است . بنابراین مجموعه عناصر و متغیرهایی که در مخاطبان تلویزیونی وجود دارد باید به عنوان فاکتورهای شناخت مخاطب بازشناسی شود و پیرامون هر یک از آنان کار علمی صورت بگیرد . حضور روانشناسان و جامعه شناسان در پروژه مخاطب شناسی حتما ضروری است.
به طور کلی نوع مخاطبان تلویزیون را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد مخاطبان واقعی و مخاطبان مجازی و رسانه ای . مخاطبان واقعی آن دسته از مخاطبانی هستند که بر اساس نیاز های درونی و انگیزه های شخصی برنامه ای را دنبال می کنند و مخاطبان مجازی و رسانه ای گروهی از مخاطبان هستند که خود تلویزیون آنها را پرورش داده و تربیت کرده است. به این معنی که آنها بر اساس انگیزه ها ی درونی خویش که به دلیل جاذبه های بیرونی یک برنامه به مخاطب آن تبدیل شده اند.در واقع شناخت مخاب برای آگاهی از نیازها و خواسته هایش اگر در جهت بهبود برنامه ها حرکت کند به مخاطب سازی خواهد انجامید . ارتباط دوسویه تلویزیون و مخاطب دقیقا در همین نقطه رخ می دهد. به این معنی که گاهی مخاطبان با انتقال خواسته ها و تقاضای خود به تلویزیون نوع و سطح عرضه برنامه ها را در جهت علائق خود تعین می کنند و گاهی تلویزیون با خلاقیت و نوآوری در شیوه عرضه خویش ، تقاضاهای تازه ای در مخاطبان ایجاد می کند.
مخاطب شناسی در تلویزیون از دو خاستگاه عمده صورت می گیرد یکی از منظر آیتم ها و نوع برنامه مثلا برنامه های ورزشی ، سینمایی برنامه کودک و... دوم از منظر شبکه ای به این معنی که هر شبکه با توجه به اهدافی که برای آن طراحی شده مخاطبان خاص خود را دارد . قطعا مخاطبان شبکه سه و چهار تفاوت های عمده ای با هم دارند. به هر حال شناخت مخاطب به مدیران و برنامه سازان تلویزیونی کمک خواهد کرد تا به اینم دو پرسش پاسخ دهند که چه برنامه ای را در چه زمانی برای چه کسانی بسازند و چرا بسازند؟
دانلود فایل استاد توکل
لینک را کپی کنید و اوپن ویندو را بزنین
تحلیلی بر شهر ارواح

کارگردان : Hayao Miyazaki
نویسنده :hayoa mizyazai
خلاصه داستان :
̎چیهیرو̎ ، دختر بچهٔ ده ساله به اتفاق پدرو مادرشبه گشتی خارج شهر رفته است. پدرش که اتوموبیل را میراند به جادههای پرت و دورافتادهٔ روستائی میزند. وقتی جلوی تونلی مسدود شده میرسند پدر و مادرش تصمیم میگیرند پیاده شوند و با آنکه دوروبر بهنظر ̎چیهیرو̎ ترسناک میرسد به اطراف نگاهی بیندازند. وقتی سه نفری از تونل میگذرند، آن طرفش یک پارک تفریحی متروک کشف میکنند. در حالیکه حس بد ̎چیهیرو̎ نسبت به آن محیط ادامه دارد، پدر و مادرش یک غذاخوری خالی پیدا میکنند که از درونش بوی غذاهای تازه میآید. پس از آنکه پدر و مادر ̎چیهیرو̎ با لقمههای چرب و نرم انواع و اقسام خوراکیهای دزدی از خودشان پذیرائی میکنند، به دو تا خوک بزرگ تبدیل میشوند. ̎چیهیرو̎ از دیدن آنان وحشت میکند و...
شاهکار هیجانآمیز هایائو میازاکی،قهرمانش را وارد ماجرایی میکند که سرشار از افسون و یا وحشت است.شهر اشباح به وسیله یکی از انیماتورهای بزرگ جهان،هایائو میازاکی ژاپنی، نوشته و کارگردانی شده است.این کار شگفتآور بصری،محصول نتیجهء یک خیال بیپرواست که پیش از این چیزی شبیه به آن ساخته نشده است.
جشنواره فیلم برلین،شهر اشباح نظر هیاءت داوران را جلب کرد و در تاریخ 50 ساله جشنواره فیلم برلین اولین انیمیشنی شد که جایزه برتر جشنواره،خرس طلایی،را به دست آورد.فیلم در ژاپن،234 میلیون دلار فروش کرد و رکورد پرفروشترین فیلم در ژاپن را که متعلق به تایتانیک بود از آن خود کرد.
کسانی که انیمیشن قبلی میازاکی،شاهزاده مونونوکه را دیدهاند،میدانند که این انیمیشن ژاپنی کاملا متفاوت از انیمیشنهای آمریکایی است،سبکی متکی بر نقاشی و حسی آشکارا ژاپنی.
یک
مساءله ویژه دربارهء شهر اشباح حتی برای خود میازاکی وجود دارد:شباهت
فیلم او و داستانی از هزار و یک شب.فیلم یک داستان حادثهای و شجاعانه با
یک دختر معمولی به نام چیهیرو است که تبدیل به زن قهرمان داستان میشود،و
آن داستان هزار و یک شب درباره یک نسیم جادویی است که روزی ویژگی خاصی به
دو برادرمیدهد، داستانی که در آن دو پسر میتوانند حتی وارد بدن اژدها
شوند،کلونهای در حرف میزنند و روحهای شرور نمیتوانند به جهانشان
بازگردند.هرچند ممکن است شهر اشباح برای بچههای کوچک خیلی ترسناک
باشد،اما داستان موفق میشود در یک حادثه اتفاقی و مسیری غیر
واقعی،درسهایی در مورد قدرت عشق و دوستی بدهد،و اهمیت هوشیاری را در
برابر طمع یادآوری کند.
پدر و مادر چیهیرو با دیدن میزهای طویلغذا تمام احتیاطهای لازم را فراموش میکنند.
شهر اشباح یکی از بهترین نمونههای دوبله و صداگذاری انیمیشن است که با رقیب خود داستان اسباببازی ساخته جان لاستر،دوست چندین ساله میازاکی،مقابله میکند.
قدمت رفاقت آنها به 20 سال میرسد.در شهر اشباح صداهای انتخاب شده خشن و بلند نیستند و دیالوگهای محاورهای کاملا با حرکتهای لب در زبان ژاپنی قابل تطبیقند،و در زمانی که داستان در حال انتقال اطلاعات زمینهای حساس است،به کمک صداهای مناسب،جهان خارجی و غیر واقعی برای تماشاگر کاملا قابل پذیرش میشود. صداها در مورد اشیا،کار سادهتری دارند،افسون و فریبندگی فیلم آنقدر داستان را روان کرده که صداها به راحتی بر تصاویر منطبق میشوند؛این گام بزرگ در پیشبرد بصری فیلم بسیار مؤثر واقع شده است.
شهر اشباح شیرینترین پایان ممکن را دارد، هرچند صحنههای زیادی از فیلم با مخلوقات زشت همراه است،اما تخیلات موجود با آسایش نافذ و پاکی خاصی همراهند.بدون تردید میازاکی قصد داشته با تقابل موجود در تخیلات و صحنههایی که آفریده است روی بیننده تاءثیر بگذارد.رؤیا و کابوس،تصورات زیبا و یا بیتناسب،افسونکننده و یا ترسناک،همگی بر یک موضوع واحد تکیه دارند و خاطرنشان میکنند که چه فاصله کوتاهی بین موقعیتها و شرایط به ظاهر کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه وجود دارد،بسیار کمتر از آنکه ما میتوانستیم تصور کنیم.
شهر اشباح به آرامی با چیهیروی(با صدای داوی چاس)بیمیل و ناآرام آغاز میشود.که اخمو پشت یک ماشین نشسته است و به همراه والدینش به خانه جدیدشان در حومه شهر میرود.او از اینکه محیط آشنای خود را ترک میکند خوشحال نیست، و حتی وقتی مادر به او میگوید که زندگی جدیدش یک ماجراجویی خواهد بود او خیلی متقاعد نمیشود. ماجرا بسیار زود آغاز میشود،در جایی که هیچکس پیشبینی نمیکند و این خود یک امتیاز برای جذابیت داستان است تا بتواند بیننده را با خود همراه کند.پدر چیهیرو دچار یک اشتباه میشود،یک راه میانبر را در جنگل میبیند و با خود میاندیشد که این راه میتواند یک پیشامد خوب برای او باشد و این آغاز ماجراست.
وقتی با چیهیرو از ابتدا تا انتهای داستان همراه میشویم او به عنوان یک دختر معمولی آغاز داستان، اعتماد به نفس و توانایی خود را به دست میآورد، بطوری که از عهدهء کشمکشهای استثناییای که میازاکی در طول داستان برایش تدارک دیده برمیآید.
نام
کارگردان-نویسنده به عنوان آخرین تصویر،وقتی روی پرده ظاهر میشود که شهر
اشباح تمام موفقیتها و اعتبارات لازم را کسب کرده است.
نویسنده: کنت توران
ترجمه: سیران شریفزاده
منبع: مجله نقد سینما » فروردین 1382 - شماره 37
سایت نورمگز
هایائو میازاکی و انیماتورهای استودیوی گیبلی، بزرگترین جشن پیروزیشان را با شاهزاده مونونوکه داشتند؛یک داستان افسانهای مربوط به تاریخ ژاپن که همه رکوردهای جدول فروش را در سال 1997 شکست.
برخلاف
رؤسای استودیوهای انیمیشن در هالیوود که انتظار ندارند بتوانند به تصورات
شخصیشان روح بدهند و آنها را بیافرینند(تنها والت دیزنی هنرمندی نامی و
خوب در زمینه انیمیشن بود)،میازاکی خود یک طراح دستی انیمیشن است،او
تقریبا 80 هزار از 144 هزار طرح مدادی شاهزاده مونونوکه را خود کشید.در 56
سالگی وقتی او کار سه ساله سختش؛شاهزاده مونونوکه را کامل کرد،شدیدا به
استراحت احتیاج داشت و به همین دلیل خود را از کارگردانی بازنشسته
کرد.اما خوشبختانه او کسی است که نمیتواند دست از کار بکشد.اکنون بعد از
چهار سال میازاکی یک انیمیشن دیگر آماده کرده است: شهر اشباح فیلمی که به
گفته او،برای دخترهای ده ساله است و آن هم در شرایطی که محوریت اکثریت
انیمیشنهای ژاپنی پسرها هستند.
فیلم،یک شاهکار است و کار مورد علاقه من در میان شاهکارهای میازاکی.فیلمی که قصهاش قصه جدایی دختری از والدینش و البته میتواند یکی از ابتداییترین قصهها باشد.شهر اشباح هرچند میتواند اوج جولان این دوره چهار ساله میازاکی باشد،اما هنوز تا یک اثر ماندگار فاصله دارد.شبیه ملاقات دوباره تصورات مهیج دورهء کودکی در یک جهان فانتزی که هم برای میازاکی، هم برای همه ما بینظیر است.
البته در مورد این فیلم مقایسهء غیر قابل اجتنابی با کتاب آلیس نوشته«لویس کارلوس»وجود دارد. شهر اشباح غرابت آشنایی با آن کتاب دارد،چنانکه گویی هر دوی آنها در یک رؤیا و یا در یک زندگی میگذرند.حسی مشترک از بازیگوشی هدفدار و بااراده در آنها وجود دارد،با شخصیتها و موقعیتهایی که ممکن است در وهلهء اول به نظر ناموجه و بیتناسب بیایند،اما به طریقی عمیقترین ترسها و آرزوهای ما را آشکار میکنند.
در شهر اشباح هسته اصلی روایت جستجوی زن جوان قهرمان برای یافتن والدینش است که اکنون تغییر شکل دادهاند.او برای رسیدن به این مقصود باید در هویتی مستقل و جدید قرار بگیرد.
زن قهرمان داستان،چیهیروی ده ساله،گردشی را با اتومبیل در روز تعطیل همراه والدینش آغاز میکند.پدرش،آدمی ماجراجو است،و در امتداد راه کوهستانی به زحمت پیش میرود تا به ورودی تونل طویلی میرسد که مسدود شده است،بنابراین اتومبیلها نمیتوانند داخل شوند.وقتی که پدر پیشنهاد میکند به آن قدم بگذارند،چیهیرو مقاومت میکند.چون تونل،او را به وحشت میاندازد.با وجود این،پدر و مادر به تاریکی قدم میگذارند و چیهیرو به خاطر ترس از تنها ماندن به دنبال آنها میرود.در انتهای دیگر تونل،آنها ظاهرا پارک متروکی را مییابند،که ساختمانهای سبک غربی آن،منظرهای بدنما و غیر طبیعی دارد.باوجوداین، پدر اعتنا نمیکند،اما بوی غذا از یکی از رستورانهای آنجا به مشام میرسد اما هیچ رستورانی دیده نمیشود،پدر شروع به جستجو میکند و مادر نیز او را همراهی میکند.
چیهیرو مرتب فکرهای بد میکند و این فکرها شدت مییابند و او از خوردن و دویدن برای جستجوی محل امتناع میورزد،پدر و مادر به خوکهای بزرگ خسخسکننده تبدیل شدهاند.
چیهیرو وحشت میکند.فقط میفهمد که این خوابی نیست که بتواند از آن بیدار شود؛بدترین رؤیای عمرش.وی به طریقی به دنیای دیگری سقوط کرده است،دنیایی که با راه و روش خدایان و دیوهای عجیب،پر از جمعیت میشود،تا جایی که به نظر میرسد فقط چیهیرو انسان است.سپس او با هاکو،پسری دوازده ساله روبرو میشود که به چیهیرو کمک میکند تا دوباره قدرت پاهایش را به دست آورد.چیهیرو یک قاعده میآموزد،این که هرکس باید کار کند،هیچگونه تنبلیای مجاز نیست و موضوع دیگری که میفهمد آن است که او نمیتواند اسمش را داشته باشد،او بایستی یک نام تازه برای خود انتخاب کند:سن.هاکو به وی اخطار مینماید که او باید اسم قدیمش را فراموش نکند،در غیر این صورت هرگز قدر نخواهد بود به زندگی قبلیاش بازگردد.وی همچنین چیهیرو را به کاماجی معرفی مینماید،مخلوقی با چهار دست و دو ساق،و رین،دوشیزهای نوجوان که سن (چیهیرو)را زیر بال خالدارش میگیرد.اما صاحب این محل،یوبابا،پیرزنی فرتوت است با سری بسیار بزرگ و شخصیتی مخلوط از سکروگ و ملکه قلبها.چیهیرو کشف میکند مهمانان خدایانی هستند که به طلسم RR بعد از سفرهای خستهکننده که از میان انسانها مراجعت میکنند نیاز دارند.به عنوان مقدمه آشنایی،او برای شستن اوکوتارساما تعیین میشود؛خدای رود که عظیم است و تلی از کثافتها را به حرکت درمیآورد.او شجاعانه با وظیفه نفرتانگیزش دست و پنجه نرم میکند و به رغم اینکه تقریبا در سیلاب لجن در حال غرق شدن است،سعی دارد دوستی رین را جلب کند.
چیهیرو در شرایطی که به محیط جدیدش عادت میکند،والدینش را نیز فراموش نکرده است. (تصویرتصویر) آنها کجا هستند؟چگونه میتواند آنها را به شکل انسان برگرداند؟
استفاده از آخرین فنآوری دیجیتالی شهر اشباح به اندازه تمام کارهای میازاکی تاکنون،مجلل است،مملو از تصاویر خیرهکننده،مثل قطار اسرارآمیزی که در آب فرو میرود،و به شکلی یادآور همسایهام توتورو صحنهای که فکر میکنم برای دیزنی و یا لویس کارول اتفاق نیافتاده باشد، اما دیکنز چطور؟دقیقا دیکنز،شاید الگوی درست برای این فیلم فوق العاده،آلیس در سرزمین عجایب نیست بلکه«دیوید کاپرفیلد»است!
نویسنده: مارک شیلینگ
ترجمه: سیران شریفزاده
منبع: مجله نقد سینما » فروردین 1382 - شماره 37
سایت نورمگز
در باره این فیلم مقایسه غیر قابل اجتنابی با
کتاب آلیس نوشته " لوییس کارول " وجود دارد شهر اشباح غرابت آشنایی با آن
کتاب دارد چنان که گویی هر دوی آنها در یک رویا و یا در یک زندگی می گذرند
حسی مشترک از بازیگوشی های هدفدار و با اراده در آنها وجود دارد با شخصیتها
و موقعیت هایی که ممکن است در وهله اول به نظر ناموجه و بی تناسب بیایند
اما به طریقی عمیق ترین ترسها و آرزوهای ما را آشکار می کنند.
در شهر
اشباح هسته اصلی روایت جستجوی زن جوان قهرمان برای یافتن والدینش که اکنون
تغییر شکل داده اند او برای رسیدن به این مقصود باید در هویتی مستقل و جدید
قرار بگیرد
زن
قهرمان داستان چیهیروی ده ساله گردشی را با اتومبیل در روز تعطیل هراه
والدینش آغاز می کند پدرش آدمی ماجرا جوست و در امتداد راه کوهستانی با
زحمت پیش می رود تا به ورودی تونل طویلی می رسد که مسدود شده است بنابراین
اتومبیلها نمی توانند داخل شوند وقتی پدر پیشنهاد می کند به آن قدم بگذارند
چیهیرو مقاومت می کند چون تونل او را به وحشت می اندازد با وجود این پدرو
مادر به تاریکی قدم می گذارند و چیهیرو به خاطر ترس از ماندن دنبال آنها می
رود در انتهای دیگر تونل آنها ظاهراً پارکی متروکه را می یابند که
ساختمانهای سبک غربی آن منظره ای بدنما و غیر طبیعی دارند با این وجود پدر
اعتنا نمی کند بوی غذا از یکی از رستورانهای آنجا به مشام می رسد اما هیچ
رستورانی دیده نمی شود پدر شروع به جستجو می کند و مادر نیز او را همراهی
می کند.
چیهیرو مرتب فکرهای بد می کند و این فکرها شدت می یابد و او از خوردن و از دویدن برای جستجوی محل امتناع می ورزد پدر و مادر به خوکهای بزرگ خس خس کننده تبدیل شده اند
چیهیرو وحشت می کند فقط می فهمد این خوابی نیست که بتواند به راحتی از آن بیدار شود بدترین رویای عمرش وی به طریقی به دنیای دیگری سقوط کرده است دنیایی که با راه و روش خدایان و دیوهای عجیب پر از جمعیت می شود تا جایی که به نظر می رسد فقط چیهیرو انسان است سپس او با هاکو پسری دوازده ساله روبرو می شود که به چیهیرو کمک می کند تا دوباره قدرت پاهایش را به دست آورد چیهیرو یک قاعده می آموزد که هر کسی باید کار کند هیچ گونه تنبلی ای مجاز نیست و موضوع دیگر که می فهمد این است که او نمی تواند اسمش را داشته باشد او بایستی یک نام تازه برای خود انتخاب کند :( سن) . هاکو به او اخطار می نماید که باید اسم قدیمی اش را فراموش نکند در این صورت هرگز قادر نخواهد بود به زندگی قبلی اش باز گردد وی همچنین چیهیرو را به (کاماجی) معرفی مینماید مخلوقی با چهار دست و دو ساق و( رین) دوشیزه ای نوجوان که سن ( چیهیرو ) را زیر بال خالدارش می گیرد اما صاحب این محل( یوبابا) پیر زنی فرتوت است با سری بسیار بزرگ . چیهیرو کشف می کند مهمانان خدایانی هستند که به طلسم RP بعد از سفرهای خسته کننده که از میان انسان ها مراجعت می کنند نیاز دارند به عنوان مقدمه آشنایی- او برای شستن( اوکوتار ساما) تعیین می شود خدای رود که عظیم است و تلی از کثافت ها را به حرکت در می آورد او شجاعانه با وظیفه نفرت انگیزش دست و پنجه نرم می کند و به رغم این که تقریباً در سیلاب لجن در حال غرق شدن است سعی دارد دوستی رین را جلب کند .
چیهیرو در شرایطی که به محیط جدیدش عادت می کند والدینش را نیز فراموش نکرده است آنها کجا هستند ؟ چگونه می تواند آنها را به شکل انسان برگرداند ؟
مارک شلینگ میگوید:
استفاده از آخرین فن آوری دیجیتالی شهر اشباح به اندازه تمام کارهای میازاکی تا کنون مجلل است مملو از تصاویر خیره کننده مثل قطار اسرارآمیزی که در آب فرو می رود صحنه ای که فکر می کنم برای دیزنی و یا لویس کارول نیفتاده باشد اما دیکنز چطور دقیقاً دیکنز شاید الگوی درست برای این فیلم فوق العاده آلیس در سرزمین عجایب نیست بلکه « دیوید کاپرفیلد » است .
فیلم
قبلی کارگردان، شاهزاده خانم مونونوکه ( ۱۹۹۷ ) هم مثل این فیلم انیمیشن
هم کودکان و هم بزرگسالان را جذب می کرد . کارتون جدید این فیلمساز ژاپنی
یک آلیس در سرزمین عجایب ژاپنی است که دنیائی قابل قبول از آدم ها ، ارواح ،
حیوانات و موجودات دیگر را به تصویر می کشد . میازاکی فضائی را خلق کرده
که قوانین خاص او را دارد . اگر فیلم پیامی داشته باشد این است که باید
هویت اصلی خود را پیدا کرد و محکم به آن چسبید .
چهل دقیقه آغازین فیلم
سیر روائی قدرتمندی دارد و تماشاگر را با مکاشفاتی پی در پی میخکوب می کند .
بعد فیلم وارد بحث اصلی می شود و کمی افت می کند ، اما در بخش سوم این افت
جبران می شود و ایده های واقعا ً جادوئی مطرح می شود که یکی از آنها سفر
با قطار ارواح از اقیانوس بی انتها برای دیدار با برادر دوقلو و شرور
یوبابا ، زینبا ، است . هرچند شخصیت هائی خاص کارتون های کودکان را در
اینجا داریم ، خلاقیت میازاکی باعث شده تا تماشاگر بزرگسال نیز از این فیلم
کارتونی لذت ببرد .
در
وهلهٔ اول، اهمیت فیلم به خاطر معرفی گسترده و تأثیرگذار نقاشی متحرک پُر
رونقی برای صنعتی که البته از مدتها پیش به بیرون از مرزها حمله کرده بود.
میازاکی هم به خاطر کارتونهای مخصوص کودکان (از جمله همسایهٔ من، توتورو،
۱۹۸۸) شهرت دارد و هم برای آثار عظیمش برای تمام گروههای سنی (از جمله
شاهزاده خانم مونونوکه، ۱۹۹۷)، ربوده شده، آلیس در سرزمین عجایب او است و
داستانش غریبتر از آنچه آدم انتظار دارد ببیند. در قلمرو بیمنطق فیلم،
تضاد خیر و شر معنای زیادی ندارد. موجوداتی که سفر ̎چیهیرو̎ را تنوع
میبخشند، گاهی ترسناکند، گاهی مهربان و گاهی خندهدار. حمامی که ارواح و
هیولاها و موجودات غیرقابل نامگذاری دیگر را به خود میخواند، از بهترین
ابداعهای این فیلم است که تا قبل از پایان پیشبینیناپذیر و وهمگونه
باقی میماند (و در پایان افت میکند). ربوده شده به یکی از پرفروشترین
فیلمهای تاریخ سینمائی ژاپن تبدیل شد.
شهر ارواح که شاید ترجمهٔ بهتر آن را «روحازدسترفته» دانست، و عنوان اصلی ژاپنی آن، «ناپدیدشدن مرموز سن و چیهیرو» است، از محصولات سال ۲۰۰۱ کشور ژاپن و در ژانر فانتزی-ماجراجویی است. نویسندگی و کارگردانی این فیلم را هایائو میازاکی برعهده داشت و استودیوی جیبلی آن را تهیه کردهاست. این فیلم روایتی از داستان چیهیرو اوجینو است؛ دختری دهساله و غمگین که به همراه والدینش در حال نقل مکان به محلهای جدید هستند و پس از آنکه والدینش توسط یوبابای جادوگر تبدیل به خوک میشوند، در واقعیتی جایگزین گرفتار میآید که ساکنان آن، ارواح و هیولاها هستند. چیهیرو در حمام عمومی یوبابا مشغول به کار میشود تا راهی را برای نجات خود و والدینش بیابد.
میازاکی، فیلمنامهٔ این فیلم را پس از آن نوشت که تصمیم گرفت داستان فیلم بر اساس زندگی دختر دهسالهٔ دوستش باشد. این دختر دهساله هر تابستان به ملاقات او میآمد. در آن زمان، میازاکی در حال توسعهٔ دو پروژهٔ شخصی بود اما هردوتا مردود شده بودند. تهیهٔ شهر ارواح در سال ۲۰۰۰ میلادی شروع شد. در این زمان، حوادث این فیلم برای یک موزه واقع در کوگانی توکیو نوشته شده بودند. با این وجود، میازاکی تصور میکرد که مدت زمان فیلم در این صورت از سه ساعت بگذرد و از این رو تصمیم به حذف بخشهای متعددی از فیلم گرفت. جان لستر، کارگردان پیکسار و از هواداران میازاکی ، توسط کمپانی والتدیزنی مسئول شده بود تا دوبلهای انگلیسیزبان، برای پخش آمریکای شمالی فیلم آماده کنند.
با
عرضهٔ این فیلم در آمریکای شمالی، شهر ارواح به موفقترین فیلم ژاپنی در
سطح بینالمللی تا آن زمان تبدیل شد و فروش آن در سطح جهانی از ۲۷۴ میلیون
دلار رد شد و ضمناً با استقبال منتقدان نیز مواجه شد. این فیلم در جدولهای
فروش ژاپن، با قرارگیری پیش از تایتانیک، به پرفروشترین فیلم ژاپنی مبدل
گشت. در ۷۵مین مراسم اسکار، جایزهٔ بهترین فیلم انیمیشن، و نیز در سال ۲۰۰۲
به همراه فیلم «یکشنبهٔ خونین»،جایزهٔ خرس طلا را از جشنوارهٔ بینالمللی
فیلم برلین، از آن خود کرد. شهر ارواح در فهرست بیافآی «پنجاه فیلمی که
باید تا پیش از ۱۴ سالگی خود ببنید» در ده تای اول جای دارد.
میازاکی، از انیمیشنسازان شناختهشدهٔ ژاپنی، دربارهٔ فیلم خود چنین گفته:
«قهرمانی که من در این فیلم خلق کردم یک دختر ساده است، کسی که تماشاگران با او ارتباط برقرار میکنند. قرار نیست که در داستان فیلم شاهد بزرگشدن او باشیم بلکه داستان بر ذات درونی کاراکترها تأکید دارد که تحت شرایط خاصی خود را نشان میدهند. من از دوستان جوانم میخواهم که چنین زندگی کنند و گمان من بر این است که آنها نیز چنین خواستهای دارند.»
منبع: کانون فیلم و عکس دانشگاه صنعتی اصفهان
کلاس آقای توکل
تولید و پخش فیلم
هر فیلم برای این که ساخته شود و در نهایت بر پرده ظاهر شود باید مراحل مختلف و مشخصی را طی کند. فیلم موفق ، فیلمی است که این مراحل را به خوبی و توسط عوامل و دست اندرکاران توانا و حرفه ای پشت سر بگذارد. این مراحل را می توان به سه بخش اصلی تقسیم کرد: پیش تولید درواقع در این مرحله ، جرقه ساخت یک فیلم زده می شود. مهم ترین کاری که در این مرحله انجام می شود ، انتخاب است. انتخاب فیلم نامه ، انتخاب کارگردان ، انتخاب بازیگر و انتخاب همه عوامل و دست اندکارانی که قرار است برای تولید این فیلم خاص همکاری کنند. در این مرحله دو عامل ، بیشترین اهمیت را دارند: • فیلم نامه • تهیه کننده تولید مراحل مختلف به فیلم برگرداندن فیلم نامه را مرحله تولید گویند. در این مرحله همه عوامل حضور دارند و به ترتیب وظایف خود را عملی می کنند. تقسیم کار ویژه ای در سینما وجود دارد و در مراکز سینمایی معتبر و کاملا حرفه ای ، حتی کوچک ترین کارها نیز تخصصی شده اند. مرحله تولید شامل موارد زیر است : • کارگردانی • تدارکات • فیلم برداری • نورپردازی • صدا • بازیگری • جلوه های ویژه • موسیقی • تدوین پس از تولید پس از اینکه ساخت فیلم به پایان رسید و فیلم آماده نمایش شد ، تهیه کننده باید برای پخش و نمایش آن و یا به اصطلاح برای عرضه فیلم دست به کار شود. • پخش فیلم • نمایش فیلم همان طور که گفته شد اکنون در سینما وظایف و تخصص ها به خوبی از هم تفکیک شده اند ولی در مجموع همگی برای تولید یک فیلم با هم همکاری می کنند که این مجموعه را : • کادر و عوامل تهیه فیلم | ||
کادر و عوامل تهیه فیلم
عواملی که در زیر از آنها نام برده شده است ، مهم ترین اشخاصی هستند که کادر تولید یک فیلم را تشکیل می دهند. ممکن است برخی از این مسئولیت ها بین اعضای دیگر گروه پخش شود و آن مسئولیت به یک شخص واحد سپرده نشود و نیز ممکن است در فیلمی عوامل دیگری برای ارتقاء کیفیت فیلم ، به خدمت گرفته شوند که نامشان در زیر نیامده باشد و آن به این علت است که بودن آنها در کادر تولید یک فیلم جزو الزامات نیست. گروه تهیه و تولید تهیه کننده تهیه کننده می تواند یک فرد یا یک شرکت فیلم سازی باشد. تهیه کننده بعد از آنکه پروژه ساخته شدن یک فیلم نامه را به دست گرفت ، ابتدا سرمایه لازم جهت ساخت آن فیلم را فراهم می کند ، سپس عوامل و کادر گروه تهیه و تولید را که قرار است مستقیما با خود او همکاری کنند ، انتخاب کرده و به کار می گیرد. او پس از تعیین کارگردان ، در استخدام عوامل دیگر تولید فیلم به ویژه بازیگران ، با کارگردان مشارکت می کند. تهیه کننده پس از تعیین عوامل ، بودجه فیلم را در اختیار شخصی به نام مدیر تولید می گذارد ، تا زیر نظر او ، بودجه را در مصارف بخش های مختلف تولید فیلم ، خرج کند. دستیار تهیه کننده دستیار تهیه کننده معمولا مسئول ایجاد هماهنگی در هنگام فیلم برداری در مکان های واقعی ، رفع مشکلات دست اندرکاران فیلم سازی و کمک به تهیه کننده در امور مالی و هنری است. مدیر تولید او کسی است که بودجه را در اختیار می گیرد تا با اقتصادی ترین شیوه آن را خرج کند. او از ریز جزئیات کار خبر دارد. او مسئول نظارت بر استخدام بازیگران ، تعیین محل ، خریداری یا اجاره تجهیزات و امکانان و حتی بخش حمل و نقل و سفارش غذا و ... است ، تا بتواند کم هزینه ترین و در عین حال بهترین راه را برای به خدمت گرفتن آنها ، به کار گیرد. مجری طرح او کسی است که بر اجرای برنامه و کیفیت کارهای انجام شده ، نظارت می کند. پیش از شروع ساخت هر فیلم ، برنامه زمان بندی شده ای تهیه می شود که عوامل و دست اندرکاران ، باید تلاش کنند تا طبق آن عمل کنند ، تا هم فیلم به موقع آماده شود و هم سرمایه به هدر نرود. در صورت بروز مشکلاتی که برنامه را مختل کند ، مجری طرح باید سریعا برنامه جدیدی متناسب با شرایط جدید فراهم کند. مدیر تدارکات او کسی است که چندین نفر را به عنوان گروه تدارکات ، شامل راننده ، کارگر برای کار در جلو و پشت صحنه ، آشپز و ... را در اختیار می گیرد تا تحت نظارت او ، به عوامل و دست اندرکاران تولید فیلم ، خدمات لازم را ارائه دهند. او همچنین برای بخش های مختلف تولید ، ابزار و وسایل مورد نیازشان را تهیه می کند. گروه نویسندگان نویسنده طرح او کسی است که ایده اصلی فیلم نامه متعلق به اوست. معمولا کسی که طرح فیلم نامه را می دهد ، خودش نیز فیلم نامه را می نویسد ، اما گاهی به دلایلی نوشتن فیلم نامه به شخص دیگری سپرده می شود ، در این صورت نام او به عنوان نویسنده طرح ، در عنوان بندی ذکر می شود. فیلم نامه نویس او کسی است که فیلم نامه ای کامل را ، یا بر اساس طرحی از خودش و یا بر اساس طرحی که به او داده شده است ، می نویسد. باز نویسی کننده او کسی است که فیلم نامه اصلی ، به او سپرده می شود ، تا بر طبق نظر کارگردان یا تهیه کننده ، تغییراتی در آن داده شود و فیلم نامه مطلوب و نهایی آماده شود. گروه کارگردانی کارگردان کارگردان شخصی است که مسئولیت ساختار بصری و بیان هنری فیلم را بر عهده دارد. همه فعالیت ها و همه مراحل تولید فیلم زیر نظر او انجام می شود. با وجود آنکه معمولا ، به نظر می رسد همه گروه های فیلم سازی به طور مستقل و زیر نظر یک فرد فعالیت می کنند ، برای مثال گروه فیلم برداری زیر نظر مدیر فیلم برداری یا گروه بازیگران زیر نظر بازی گردان ، اما در نهایت ، هدایت همه آنها باید زیر نظر شخص کارگردان انجام شود. دستیار کارگردان کسی که کارگردان را در انجام کارهایش یاری می کند و برخی از وظایف او را انجام می دهد ، از جمله ، برنامه ریزی فیلم برداری ، نظم دادن به امور حمل و نقل ، هماهنگی با گروه های مختلف و فراخواندن افراد مورد نیاز به مکان فیلم برداری ، حفظ نظم و آرامش در سر صحنه فیلم برداری ، کنترل بودجه و انجام هر کار دیگری که کارگردان بر عهده او بگذارد. گاه در فیلمی به وجود بیش از یک دستیار احتیاج می شود و حضور دستیار دوم یا سوم هم لازم می شود ، به ویژه در پروژه های بزرگ. برنامه ریز برخی کارگردان ها برنامه ریزی را به یکی از دستیاران خود می سپارند و برخی دیگر نیز این مسئولیت را به یک فرد مشخص به عنوان برنامه ریز می سپارند. ساخت فیلم ، پروژه ای است که برنامه ریزی در آن بسیار مهم و حیاتی است ( به ویژه هر چه پروژه بزرگ تر باشد نیاز به برنامه ریز ، بیشتر احساس می شود ) ، بدون برنامه ریزی پروژه فیلم سازی به خوبی و به موقع پیش نمی رود و سرمایه را نیز هدر می دهد. برنامه ریز موظف است با توجه به شرایط ، برنامه کاری گروه های مختلف را تعیین کند ، با آنها هماهنگی های لازم را صورت دهد و برای آنکه آنها در موقع لزوم و به موقع سر کار حاضر شوند کارهای لازم را انجام دهد. منشی صحنه کسی که اطلاعات خاص هر نما را ثبت و نگه داری می کند. او مسئول است که از تعداد و طول زمان هر برداشت ، گفت و گوهای هر صحنه ، موقعیت شخصیت ها در سر صحنه و مسیر حرکتشان ، محل و موقعیت وسایل موجود در صحنه ، محل استقرار دوربین و حرکت آن و ... یادداشت بردارد ، تا اطمینان حاصل شود که در نماهای بعدی همه چیز در سر جای درست خود قرار دارند. این گزارش ها و یادداشت ها ، همچنین برای تدوین گر هم مفید هستند. گروه بازیگری مسئول انتخاب بازیگران مسئولیت انتخاب بازیگران را ، یا تهیه کننده و کارگردان با مشارکت همدیگر انجام می دهند و یا از فردی می خواهند که زیر نظر آنها ، بازیگران مناسب را انتخاب کند. بازی گردان او کسی است که مسئولیت بازیگران را بر عهده دارد ، نقششان را به آنها تفهیم می کند و نقششان را با آنها تمرین می کند و سر انجام ، آنها را برای بازی نهایی جلوی دوربین آماده می کند. برخی از کارگردان ها این کار را خودشان انجام می دهند ، اما امروزه در فیلم سازی حرفه ای ، معمولا از شخصی که خود اشراف کامل به عرصه بازیگری دارد ( حتی گاهی از بازیگران مطرح ) ، استفاده می شود ، تا این مسئولیت را به عهده گیرند و به نوعی بازیگران را کارگردانی کنند. بازیگران اصلی بازیگرانی که نقش های مهم فیلم را بر عهده دارند ، به ویژه نقش های اول و دوم. بازیگران نقش جزئی نقش کوچکی در فیلم که معمولا با ذکر یک یا دو جمله همراه است و همین آن را از نقش سیاهی لشگر که کلمه ای به زبان نمی آورد و معمولا جزئی از جمعیت است ، متمایز می کند. سیاهی لشگر بازیگری که برای حضور در جمع ، یا حضور تصادفی در صحنه ای ، بی آنکه حرفی به زبان آورد ، استخدام می شود. این بازیگران به صورت روزمزدی دستمزد می گیرند و بر خلاف بازیگران نقش جزئی ، نامشان در عنوان بندی ذکر نمی شود. گروه صحنه و لباس مدیر صحنه او کسی است که بر تمام مراحل آماده شدن صحنه و لباس ها نظارت می کند و اطلاعات لازم را در اختیار دست اندرکاران این بخش ها ، قرار می دهد. طراح صحنه کسی که مسئولیت طراحی و خلق فضای کلی صحنه ای که قرار است فیلم برداری شود ، به عهده اوست. او همچنین مسئول طرح نقشه ها و تعیین ویژگی های هر دکور و مسئول تزئین صحنه و انتخاب لوازم صحنه است. طراح دکور در فیلم هایی که به دکور نیاز دارند ، فردی به نام طراح دکور ، به کار گرفته می شود. او با توجه به آنچه طراح صحنه می خواهد و ویژگی هایی که او در اختیارش می گذارد ، دکور را طراحی کرده ، تصاویری با زوایای مختلف از طرح مورد نظر خود ، تهیه می کند و حتی در فیلم هایی با دکورهای عظیم ، ماکتی از دکورها تهیه می کند و ارائه می دهد. طراح لباس او کسی است که با توجه به نوع فیلم و ویژگی های آن ، لباس هایی را طراحی می کند و الگوی آنها را در اختیار دوزندگان لباس قرار می دهد ، تا این لباس ها را متناسب با ویژگی های فیزیکی هر یک از بازیگران تهیه کنند. • هر یک از این عوامل که در این بخش از آن ها نام برده شد ، دستیاران و همکارانی دارند که نام بردن از آنها ضروری نیست. گروه چهره پردازی طراح چهره پردازی او کسی است که با توجه به نقش و ویژگی های آن و نیز با توجه به بازیگری که قرار است آن نقش را ایفا کند ، طرحی از چهره بازیگر تهیه می کند. او یا طرحش را خودش بر روی بازیگر پیاده می کند و یا آن را به چهره پرداز می سپرد. او همچنین بر کار چهره پردازان ، آرایش گر ها و مو آراها نظارت می کند. چهره پرداز او کسی است که مطابق با طرحی که طراح چهره پرداز ارائه داده ، بازیگر را اصطلاحا گریم کرده و برای بازی آماده می کند. به چهره پرداز ، گریمور هم گفته می شود. مو آرا او کسی است که تنها مسئول موی بازیگر است و بر طبق آنچه طراح چهره پردازی در نظر دارد ، موی بازیگر را کوتاه کرده ، به سرش موی مصنوعی اظافه کرده و یا موی خود بازیگر را حالت می دهد. گروه فیلم برداری مدیر فیلم برداری او کسی است که مسئول طراحی و به تصویر کشیدن فضای فیلم بر اساس خواسته های کارگردان و ویژگی های فیلم نامه است. او گروهی را به عنوان گروه فیلم برداری تشکیل می دهد که شامل فیلم بردار ، نورپرداز و چند دستیار و ... است. او به همراه کارگردان درباره نوع نماها و نوع نورپردازی تصمیم می گیرد و دستورات لازم را به فیلم بردار و نورپرداز می دهد و بر کار آنها نظارت دقیق دارد. حتی در برخی موارد ، مدیران فیلم برداری بزرگ جهان ، به دلیل شناخت کامل از مدیوم تصویر و ویژ گی های آن ، بر ساخته شدن دکور ها یا انتخاب محل های فیلم برداری نظارت می کنند و در طراحی صحنه و لباس نیز دخالت می کنند و همچنین در طراحی میزانسن و دکوپاژ با کارگردان همکاری می کنند. فیلم بردار ممکن است مدیر فیلم برداری ، خود پشت دوربین قرار گیرد یا از یک فیلم بردار برای انجام این کار استفاده کند. در این صورت فیلم برداری که پشت دوربین قرار گرفته ، باید مطابق با نظر مدیر فیلم برداری از صحنه ها فیلم برداری کند. دستیار فیلم بردار او مسئول حفظ و نگه داری دوربین و کسب اطمینان از سالم بودن و صحت کار آن است. او وظیفه تغییر عدسی ، تعویض فیلم دان و تغییر فاصله کانونی ، طی فیلم برداری را نیز به عهده دارد. او همچنین مسئول به راه انداختن دوربین و قرار دادن آن در محل تعیین شده است. ممکن است از چندین دستیار فیلم برداری استفاده شود که معمولا در پروژه های بزرگ این کار انجام می شود ، در این صورت این وظایف بین آنها تقسیم می شود. همچنین ممکن است فردی را به عنوان متصدی دوربین نیز استخدام کنند تا حفاظت از دوربین و انجام کارهای فنی آن را به عهده او بگذارند. نورپرداز او کسی است که در تصمیم گیری کارگردان و مدیر فیلم برداری درباره نوع نورپردازی صحنه مشارکت می کند و سرانجام منطبق با تصمیم گرفته شده نور صحنه را با ابزار و وسایل لازم ، تامین می کند. او برای انجام این کار ممکن است از یک یا چند دستیار و همچنین برق کار، استفاده کند. دستیار نورپرداز او متصدی تامین برق مورد نیاز ، مسئول تامین و استقرار ابزار نورپردازی در مکان مناسب و همچنین نگه داری از این ابزار است. این وظایف ممکن است بین چند نفر تقسیم شود. گروه صدا صدا بردار او کسی است که در هنگام فیلم برداری ، مسئول ضبط صداست. او فردی مطلع و ماهر است که با علم صدا شناسی و تجهیزات صدابرداری ، آشنایی کافی دارد. او باید بداند که چگونه به بهترین وجهی صدا را در استودیو و خارج از آن ضبط کند تا صدا شفاف ، دقیق و متوازن باشد. او در هماهنگی کامل با فیلم ساز کار می کند و از چندین نفر برای همکاری استفاده می کند. • این بخش نیز علاوه بر صدا بردار ، شامل افراد دیگری نیز هست ، برای مثال کسی که میکروفون را با فاصله ای مناسب ، بالای سر بازیگران نگه می دارد یا کسی که ابزار صدابرداری را آماده و تنظیم می کند و ... . گروه تدوین تدوین گر او مسئول گزینش ، زمان بندی و ترتیب نماها در فیلم است. تدوین گر کار خود را با توجه به ویژگی های داستان فیلم و نوع فیلم نامه و همچنین نحوه طراحی بصری فیلم ساز ، انجام می دهد. دستیار تدوینگر کسی که با تدوینگر فیلم کار می کند و وظیفه اش ثبت تمام قطعات فیلم ، کمک به پیوند دادن همگاه صدا و تصویر ، چسباندن تکه های فیلم به هم و حفظ و نگه داری از دستگاه های تدوین است. تدوین گر صدا او کسی است که صدا ها را با تصویر همگاه می کند ، جلوه های صوتی مورد نیاز را اضافه می کند ، شدت صدا را متناسب با فیلم کم یا زیاد می کند و ... . این مسئولیت را گاه ، همان تدوین گر به عهده می گیرد ، اما در فیلم سازی حرفه ای ، استفاده از تدوین گر صدا رایج است ، البته لازم به ذکر است که تدوین گر صدا تحت نظارت تدوین گر اصلی ، کار می کند. این مسئولیت را صداگذاری و میکس نیز می نامند. | ||
مدیریت تولید فیلم
مقدمه
اگر تا به حال تصمیم به ساخت فیلم گرفته اید اما به هر دلیلی نتوانسته اید خود را قانع به برنامه ریزی کنید من شما را راهنمایی خواهم کرد . بنابراین قبل از شروع به کار عزمتان را جزم کرده ، هدفتان را در ذهن روشن کرده و خلاصه این که تکلیفتان را با خودتان روشن کنید چه آن که ساخت فیلم فرایندی گروهی است و مشکلات بسیاری ممکن است بر سر راه شما قرار بگیرد ، مشکلاتی که سختی آن ها برای همان لحظه است و به سادگی قابل حل خواهد بود . به سوالات زیر پاسخ دهید :
1- برای چه می خواهید فیلم بسازید؟ یک کار تجربی است . یک کار حرفه ای است . برای جشنواره فیلم می سازید ؟ فیلم سفارشی است ؟ همه و همه می تواند در برنامه ریزی های شما موثر واقع شوند . در هر حال ما برای یک فیلم نیمه حرفه ای برنامه ریزی می کنیم .
2- قبل از هر چیز فیلمنامه مورد نظرتان را انتخاب کنید . آن را بخوانید و تمام جوانب آن را در نظر بگیرید . امکانات مورد نیاز فیلمنامه و امکانات موجود را بررسی کنید . درونمایه فیلمنامه را با فرهنگ ، علایق و سلایق خود و جامعه مقایسه کنید و در صورت امکان و نیاز و البته با اجازه نویسنده آن را ویرایش کنید . این به معنای ان است که از همین ابتدا تکلیف خود را با سیر روایی فیلمنامه روشن کرده کرده اید و حین فیلمبرداری موجب دلسردی شما نخواهد شد . ( می توانید این تغییر را اعمال نکنید و فیلمبرداری کنید . نتیجه اش را خواهید دید . جواب تهیه کننده را خودتان باید بدهید . )
3- گروه مورد نظر را تشکیل بدهید . آیا توانایی این کار را دارید ؟ یک فیلمبردار حرفه ای مشکلات شما را تا حد زیادی مرتفع می کند و کیفیت کار را بهبود می بخشد و یک فیلمبردار تازه کار شاید مشکلات شما را دو برابر کند . یک فیلمبردار حرفه ای نیاز شما به ابزارهای حرفه ای را تاحد زیادی حل خواهد کرد زیرا با شگردهای خاصی بدون استفاده از ابزارها می تواند راهنمای شما باشد . این مورد در رابطه با سایر عوامل نیز صدق می کند .
4- کاری را که همان اول باید انجام می دادید ! بودجه . چقدر می توانید برای کار سرمایه گذاری کنید ؟ پاسخ به سوال اول نبز در میزان سرمایه گذاری شما موثر خواهد بود زیرا بحث برگشت سرمایه نیز ممکن است مطرح شود . یک کار تجربی برگشت سرمایه ای در پی نخواهد داشت ، برای یک کار جشنواره ای اگر و شاید در کار است و برای یک کار حرفه ای ...! . به هر حال یک مدیر تولید کارکشته می تواند شما را در امر سرمایه گذاری یک کار حرفه ای و حتی جشنواره ای یاری کند . چه آن که گزینه دوم یک تهیه کننده مدیر تولید است و حتی در بسیاری از موارد اولین انتخاب وید . زیرا تمام برنامه ریزی های پروژه بر عهده مدیر تولید می باشد . در هر حال سعی می کنیم در این مقاله تا حدودی یک مدیر تولید خوب برای شما باشیم .
فرآیند ساخت فیلم شامل سه مرحله پیش تولید ، تولید و پس از تولید است که در این مقاله مرحله اول خواهیم پرداخت زیرا خشت اول را باید محکم بنا نمود . سلسله مقالاتی که در این جا ذکر خواهم نمود شامل موارد زیر می باشند :
- تجزیه فیلمنامه که در اصطلاح فنی از آن با دکوپاژ یاد می شود .
- سازماندهی برنامه فیلمبرداری
- مدیریت هزینه ها
- تعیین محل های فیلمبرداری
- تعیین عوامل تولید
تجزیه فیلمنامه
ابتدایی ترین و در عین حال یکی از مهم ترین گام در مدیریت تولید فیلم ، تجزیه نهایی نسخه کامل فیلمنامه می باشد . این که مدت زمان فیلمبرداری چه قدر طول می کشد ، چه تعداد هنرپیشه مورد نیاز است ، چه مسافرت هایی نیاز دارد ، وسایل صحنه و تجهیزات چه میزان هزینه می برد ، لوکیشن ها در دسترس می باشند یا باید بازسازی شوند و بسیاری موارد مشابه دیگر را باید برآورد و بررسی نمود . برای نتایجه بهتر باید فیلمنامه را به سکانس ها ، صحنه ها ، نماها و موارد دیگر تجزیه و آن ها را شماره گذاری نمود و سپس برریب ها را انجام داد . لذا برگه تجزیه فیلمنامه ( که یک نسخه از آن را در ادامه خواهم آورد ) را باید به شرح زیر تهیه نمود :
1- تاریخ نسخه فیلمنامه ، تاریخ نگارش برگه تجزیه ، نام شرکت تهیه کننده ، عنوان و شماره تولید(برای داستان های چند اپیزودی ) و شماره صفحه برگه تجزیه تا حدود زیادی باعث کاهش آشفتگی دکوپاژ شما خواهد شد . این موارد جزو موارد فرعی بوده و در بالای تمام صفحات برگه های تجزیه ذکر خواهد شد. تعداد صفحات نیز برآورد کارآمدی برای طول یک صحنه درزمان فیلمبرداری است . اصولا یک فیلم 120 دقیقه ای دارای 120 صفحه برگ دکوپاژ خواهد بود .
2- شماره صحنه و محل صحنه : منشی صحنه ضمن شماره گذاری صحنه ها ، برنامه ریزی تولید را شروع خواهد کرد . بحث بیشتر در این رابطه را می توانید در مقاله من تحت عنوان « آموزش تدوین به کمک پریمایر» نمایید . به طور خلاصه این که هیچ گاه تمام صحنه های فیلم به همان ترتیبی که در فیلمنامه می آید فیلمبرداری نمی شود بلکه معمولا بر اساس لوکیشن ها فیلمبرداری می شود یعنی ابتدا تمام نماهای یک لوکیشن و سپس لوکیشن دیگر و... زیرا به میزان زیادی هزینه جابه جایی عوامل و تجهیزات را کاهش داده و خطر این که مجوز فیلمبرداری در آن لوکیشن لغو شود ، آن لوکیشن تخریب شود و موارد اجاره بها را از بین می برد . ( تصور کنید در خانه ای فیلمبرداری کنند و بعد از جایی دیگر فیلمبرداری کنند و بعد برگردند تا صحنه ای دیگر را در همان خانه فیلمبرداری کنند اما آن مکان تخریب شده باشد یا اجاره اش تمام شده باشد و یا ... ) . محل صحنه نیز دقیقا عنوان محل فیلمبرداری مانند بخاری ، اتاق نشیمن ، حیاط خانه و ... می باشد .
3- داخلی یا خارجی : این که از دیدگاه منطقی محل فیلمبرداری در یک محیط سربسته ( داخلی ) یا یک محیط باز ( خارجی ) بر نحوه تدارک عوامل از جمله نور و صدا موثر است .
4- شرح صحنه : با کلمات مختصری حرکت یا فعالیتی را که در صحنه روی می دهد را بیان می نماید .
5- شب یا روز : این که فیلمبرداری در ساعت خاصی باید فیلمبرداری شود بر شرایط نور و صحنه و سایر عوامل موثر خواهد بود و نیاز به پیش بینی هایی را باعث می شود . در مورد صحنه های داخلی می تواند چندان مهم نباشد هرچند که در این مورد نیز مناسب تر این است که عنوان شود .
6- بازیگران ، بدل کاری ها ، سیاهی لشکرها ، بازیگران نقش های فرعی بدون صحبت و محافظان و مربیان نیز از جمله عواملی است که باید برای هر صحنه مشخص شود . این مورد باعث عدم تجمع بیجای هنرپیشه ها و اتلاف وقت آن ها گردیده و هزینه های مربوط به رسیدگی به آن ها را کاهش می دهد .
7- جلوه های ویژه ، وسایل صحنه ، وسایل نقلیه حیوانات ( در صورت لزوم ) ، لوازم خاص و موجودی لباس نیز باعث کاهش به هم ریختگی ، صرفه جویی در زمان تدارک وسایل و کاهش هزینه هارا در پی خواهد داشت . لوازم خاص نظیر هلیکوپتر ، استدی کم و کرین ها از قبل باید تهیه گردند .
8- برآورد تعداد محل های دوربین که بسیار حائز اهمیت می باشد . زیرا تعداد محل های متفاوت مورد نیاز کارگردان برای فیلمبرداری را مشخص می نماید زیرا به دلیل حمل تجهیزات فیلمبرداری نظیر ابزار نورپردازی ، صدابرداری ، مونیتورها ، کابل های برق ، مونیتور و سایر موارد، بازارایی صحنه ها وقت گیر ، زمانبر و هزینه بر خواهد بود و سرعت و وضعیت مالی تولید را متاثر خواهد نمود .
سازماندهی برنامه فیلمبرداری
غالبا برنامه های فیلمبرداری بر مبنای قواعد خاصی سازماندهی می شوند . بزرگترین هدف کلی برنامه ریزی ، انطباق آن با جداول و بودجه ها ، برای پرهیز از تاخیر و ازدیاد هزینه هاست . لذا سازماندهی برنامه فیلمبرداری تقریبا همیشه بر مبنای مکان های واقعی فیلمبرداری ، جایی که صحنه ها فیلم برداری خواهند شد متمرکز می شوند . یعنی همان طور که پیشتر از این متذکر شدیم مبنای فیلمبرداری لوکیشن ها می باشد هرچند که ممکن است شرایطی پیش آید که کارگردان مجبور به تغییر برنامه خود شود .
دو نکته حائز اهمیت است:نکته اول اینکه آیا باید نمای شب را در شب و نمای روز را در روز گرفت ؟
این نکته در رایطه با صحنه های داخلی معمولا صدق نمی کند مثلا با مسدود کردن پنجره ها می شود در طول روز یک نمای شب را فیلمبرداری کرد یا با نور پردازی در شب می توان یک صحنه روز را فیلمبرداری کرد . صحنه های خارجی شب را رد طول روز نمی توان گرفت هرچند که فیلترهایی وجود دارند اما بیننده تیزبین امروزی هرگز فریب نخواهد خورد .
نکته دیگر این که باید به زمان دسترسی به بازیگران و تنظیم صحنه ها نیز توجه نمود . لذا باید برنامه ریزی را طوری انجام داد که مجبور نباشید بازیگری را که فقط در چند صحنه ظاهر می شود برای یک ماه یا حتی یک هفته استخدام کرد زمانی که در یک یا دو روز می شود نماهای مربوط به وی را گرفت .
سایر ملاحظاتی را که باید برای کاهش هزینه ها و مدیریت بهتر پروژه مد نظر داشت به قرار زیر می باشند :
1- فیلمبرداری صحنه های با پیچیدگی کمتر در روزهای اول فیلمبرداری : این مورد علاوه بر این که باعث آشنایی گروه با کار یکدیگر می گردد باعث دستگرمی و ایجاد یک آهنگ درونی برای فیلم می گردد .
2- صحنه های خارجی را نسبت به صحنه های داخلی در اولویت قرار دهیم زیرا هرآن ممکن است شرایط جوی تغییر کند و برنامه فیلمبرداری را به تعویق بیندازد . صحنه های داخلی را معمولا در هر زمانی فیلمبرداری کرد . هرچند که یک صحنه خارجی بارانی می توان در یک روز آفتابی با تمهیداتی فیلمبرداری کرد اما عکس آن کار حضرت فیل است .
3- اگر صحنه هایی جزئی در یک لوکیشن به وقوع می پیوندد باید آن ها را خارج از برنامه فیلمبرداری کرد و آن را به بعد معوق نمود . صحنه ای از باغچه یا حیاط یا پشت بام خانه را نباید به بعد موکول کرد . اگر صحنه ای قرار است در غروی فیلمبرداری شود اول نماهای دیگر را می توان گرفت و در نهایت این نمای غروب را فیلمبرداری کنیم .
4- حتما برنامه زمانی حضور بازیگران را باید تهیه نماییم و بر اساس آن زمانبندی کنیم . برخی از بازیگران ممکن است در گروه های نمایشی مشغول به کار باشند و یا همزمان در پروژه ای دیگر نقشی را ایفا نمایند و لذا توجه به زمان حضور آن ها الزامی است .
نکته مهم این که نرم افزارهایی نیز برای تنظیم برنامه فیلمبرداری طراحی شده اند که با تدارک دیدن برگه های دکوپاژ و دریافت اطلاعات صحنه ها و زمانبندی ها شما را در تنظیم برنامه فیلمبرداری یاری می دهند .
مدیریت هزینه های تولید
در این بخش از مقاله خود توصیه هایی برای پروژه های با بودجه پایین دارم . هرچند که معنی بودجه پایین برای استودیویی بزرگ معادل 7 میلیون دلار و برای من معادل 70 هزار تومان ! است با این وجود برای فیلم سازانی که در آرزوی ساختن فیلم هایی سینمایی با سرو شکل حرفه ای ولی با بودجه پایین یا بدون بودجه و حتی الامکان کم هزینه هستند توصیه هایی را در زیر بیان می نمایم . در این قبیل تولیدات معمولا نباید انتظار عناصر جذاب و هنرپیشگان حرفه ای و جلوه های ویژه فوق العاده را داشت . این توصیه ها همچنین مناسب افراد علاقه مندی است که برای دستگرمی فیلم می سازند و یا قصد حضور در جشنواره ای داخلی را دارند . قبل از بحث در رابطه با کاهش هزینه ها ، ابتدا باید دید چه عواملی باعث گرانی یک فیلم می شوند . نگاهی به آنچه یک تولید را گران می کند می تواند به تشریح زمینه هایی که تولیدات با بودجه پایین می توانند در مصرف پول صرفه جویی کنند ختم می شود . قیمت های بالای فیلمنامه ، دستمزدهای کلان هنرپیشه ها و عوامل ، تاکید بر استفاده از تجهیزات حرفه ای فیلمبرداری و بسیاری عوامل دیگر از این دست می باشند . کلا می توان عوامل زیر را موثر بر هزینه تولید دانست :
1. فیلمنامه : عناصر فیلم نامه تعیین کننده هزینه ها می باشند. محل های عجیب و غریب ، نیاز به فضاهای پیچیده ، شخصیت های پیچیده که نیازمند لباس ها و گریم های زیاد می باشند ، هنرمندان و سیاهی لشکرهای زیاد ، انهدام ابزارها و وسایل نظیر ماشین ها ، هلیکوپترها، قایق ها و ... . عموما با حذف این موارد از فیلم نامه ، فیلم تحرک کمتری خواهد داشت اما در عوض می توان روابط میان انسان ها را جایگزین آن ها نمود یعنی جایگزینی دیالوگ ها و مکالمات به جای جلوه های ویژه خارق العاده ای که دود از کله آدم و علی الخصوص تهیه کننده! بلند می کند .
2. لوکیشن ها : تعدد لوکیشن ها هزینه جابه جایی عوامل و تجهیزات را در پی خواهد داشت و لذا لوکیشن های بومی می تواند هزینه های اقامت را کاهش دهد . بازسازی برخی از اماکن نیز هزینه بر میباشد . تخریب اماکن نیز هزینه های زیادی را در پی دارد . سعی کنید از مکان هایی استفاده کنید که بتوانید از بخش های متفاوت آن در صحنه های متعدد استفاده نمایید مثلا اگر فیلمبرداری اصلی در یک منزل مسکونی است بررسی کنید که آیا اتاق های آن را می توان برای صحنه هایی دیگر ( هرچند که در فیلمنامه آن اتاق در مکانی در داخل خانه ای دیگر باید باشد ) در نظر گرفت ؟ یا آیا می توان زا پارکینگ آن برای یک صحنه زد و خورد که باید در یک بیمارستان روی دهد با کمی دکور استفاده نمود ؟ تمرکز عوامل در یک محل در کاهش هزینه ها بسیار موثر می باشد . حتی الامکان سعی نمایید از مکان هایی استفاده نمایید که نیاز به رفت و آمدهای اداری کسب مجوز نداشته باشید .
3. قطع فیلم : یک فیلم با قطه 8 یا 16 میلیمتری به مراتب هزینه های کمتری نسبت به یک فیلم 35 میلیمتری نیاز خواهد داشت . می توان یک فیلم را 16 میلیمتری فیلمبرداری نمود و سپس آن را تبدیل به یک فیلم 35 میلیمتری نمود هرچند که باید به مسائلی از قبیل کادر متفاوت ، نورپردازی و ظهور توجه نمود که با وجود لابراتوارها یی ذر این زمینه ، مشکل مهمی نخواهد بود . مهم قصه و داستان است وگرنه آن قدر تدوین و نرم افزارهای جلوه های ویژه و مبدل ها پیشرفت کرده اند که با تصحیح رنگ و نور صحنه ها حتی پس از فیلمبرداری کیفیت آن ها را افزایش داد والا یک داستان بد هیچ گاه با جلوه های زیاد و صرف هزینه های کلان مخاطب زیادی را جذب نخواهد نمود .
4. عوامل : استفاده از عوامل حرفه ای ، نیاز به چند دستیار برای یک فیلمبردار یا صدابردار ، استخدام مربی کودک یا یک حیوان مانند اسب و سگ های تربیت شده و از این جور مسایل هزینه های زیادی را به شما تحمیل خواهد نمود . سعی کنید بهترین افرادی را بیابید که مانع از هدر رفتن سرمایه شما شوند .یک گریمور تازه کار ممکن است باعث خراب شدن بسیاری از وسایل شود و یک کارگردان ناشی موجب نابود شدن تنها دوربین فیلمرداری موجود در کشور ( مثل آقای اخراجی ها که تنها دوربین فیلمبرداری حرفه ای کشور را به باد فنا داد ! ) . مدیر فیلمبرداری ، مدیر صحنه ، گروه نورپردازی ، مسئول صدابرداری و دستیار اول کارگردان را از عوامل حرفه ای انتخاب نمایید و برای عواملی چون دستیاران عوامل ، عکاس و سایر حتی می توانید از هنرجویان این دوره ها با هزینه کم و یا مجانی نیز استفاده نمایید . به عنوان یک اصل سعی کنید تعداد عوامل را در حداقل محدود کنید . مسئول وسایل صحنه می تواند به عنوان مدیر صحنه و صحنه پردازی هم خدمت کند ، دستیار صحنه می تواند به عنوان نورپرداز هم عمل کند ، چهره پرداز می تواند آرایشگری و جامه داری را نیز بپذیرد .
5. بازیگران : حتی در تولیدات با سرمایه اندک هم از به کارگیری نابازیگران شامل دوستان و اقوام و آشنایان پرهیز کنید ( مثل سینمای ایران ! ) انتخاب صحیح بازیگران ، بخشی اساسی از هنر کارگردان و تهیه کننده است . نابازیگران علاوه بر نیاز به بازیگردان ، با افزایش برداشت ها در فیلمبرداری باعث کاهش سرعت تولید و افزایش هزینه مواد خام و طولانی شدن دوره تولید و لذا افزایش اجاره ها و دستمزدها می شوند ( از چاله در می آیید و می افتید با کله داخل چاه ! ) بازیگران را می توانید در یک تئاتر محلی ، گروه های تئاتر دانشگاهی و حتی چاپ آگهی های جذب بازیگر و انجام تست بر روی آن ها می توانید انتخاب نمایید .
6. تجهیزات : برای ساخت یک فیلم کوتاه تجربی چه نیازی به استفاده از کرین ، پروجیپ ، شاریو و برخی تجهیزات حرفه ای دیگر است ؟ با کمی اعمال سلیقه و حتی با به کارگیری یک فیلمبردار حرفه ای می توانید با یک استدی کم خوب نماها را سر دست بگیرید و نتایج جالب تری را نیز به دست آورید ( فیلم دایره جعفر پناهی را حتما ببینید ) به راحتی می توانید یک بوم صدابرداری درست کنید و هزینه اجاره یک بوم حرفه ای را کاهش دهید . سعی کنید از تدوین گری استفاده کنید که میز تدوین داشته باشد ، از فیلمبرداری که برخی از امکانات فیلمبرداری را داشته باشد و الی آخر .
تعیین محل های فیلمبرداری
پس از تجزیه شدن فیلمنامه و مذاکره با تهیه کننده و کارگردان ، تصویر روشنی از روند فیلمنامه ایجاد می شود و حال نوبت آن است که محل های فیلمبرداری و یا لوکیشن ها را تعیین نماییم . محلی که قرار است در آن فیلمبرداری انجام شود هم باید با درخواست های هنری کارگردان متناسب باشد و هم باید در چارچوب بودجه و تدارکات تولید بگنجد .نیاز به مسافرت های طولانی ، نیاز به تغییرات گسترده در ساختار مکان مورد نظر ، ایجاد محدودیت هایی برای عوامل نظیر نورپرداز و فیلمبردار و صدابردار و هزینه های بالای کسب مجوز هیچ گاه باب طبع یک تولیدکننده نخواهد بود .
لذا در گام اول باید محل های مورد نظر را پیدا نمود ، از آنها عکسبرداری شده و عوامل اصلی تولید از آن جا بازدید نمایند و در نهایت در صورت تایید اقدامات کسب محوز ها و اجاره ها را انجام داد . در محل هایی که به دلیل مقتضیات فیلمنامه نیازمند جلب رضایت همسایگان می باشد باید این امر نیز صورت بگیرد .
در موارد زیادی می توانید برای صحنه های نیازمند پس زمینه های خاص از محیط های طبیعی استفاده نمایید ( برای ساختن فبلم اصحاب کهف که نیازی به کندن غار نیست ، می توانید نماهای خارجی را از غاری در دل یک کوه فیلمبرداری نمایید و نماهای داخلی را در محیطی که شبیه به یک غار ساخته شده است و یا حتی عاری که دارای شرایط فضایی و مکانی مناسب است استفاده نمایید . )
در موارد فیلمبرداری در خارج از کشور نیز نیاز به ملاحظات زیادی است و قبل از هر کاری باید با آداب و رسوم و فرهنگ آن جا اشنا شوید . ( مثلا فرض کنید یک آمریکایی می خواهد در ایران فیلمی مانند تایتانیک بسارد ، چه می شود ! )
تعیین عوامل تولید
قبل از هرکار لیست عوامل مورد نیاز خود را تهیه نمایید و در رابطه با اهداف و وظایف آن ها فکر کنید تا بتوانید معقولانه ترین تصمیم را در استخدام آن ها بگیرید . کارگردان ، مدیر فیلمبرداری ، منشی صحنه ، مدیر صدابرداری ، مدیر نورپردازی و برخی عوامل دیگر را باید در اولویت قرار داد و حساسیت بیشتری را در مورد آن ها به خرج داد . سعی کنید از عوامل حرفه ای استفاده نمایید تا هزینه های تولید کاهش یابد. همچنین عواملی را دعوت به همکاری نمایید که برخی از ابزارهای مورد نیاز خود را داشته باشند . وظایف برخی از عوامل تولید به شرح زیر می باشند :
1. منشی تولید : ارتباط با ادارات ، چک کردن قرارهای ملاقات و ...
2. دستیار کارگردان : سازماندهی عوامل،کمک به کارگردان در دکوپاژ و آماده سازی تابلوی تولید ، بررسی شرایط مورد نیاز صحنه ها قبل از فیلمبرداری و مدیریت چیدمان اکسسوار ، تهیه برنامه روزانه کاری ، واسط کارگردان و عوامل .
3. منشی صحنه : منشی صحنه باید از تمامی جزییات مربوط به هر برداشت شامل تعداد برداشت ها ، طول برداشت ها ، نوع عدسی مورد استفاده ، اطلاعات روی کلاکت ، این که آیا بازیگران متن فیلمنامه را گفته اند یا نه و موارد دیگر را یادداشت نماید . او همچنین مسئول تداوم از یک صحنه به صحنه دیگر است . مثلا در یک صحنه زد و خورد ممکن است شخص از مکانی به مکان دیگر برود و مکان اول در ابتدای تولید و مکان دوم در پایان تولید فیلمبرداری شود و لذا منشی صحنه باید دقت کند که سر و وضع شخص در هر دو صحنه یکسان باشد مثلا در اولی پیراهن سفید نداشته باشد و در صحنه بعدی پیراهن قرمز !
4. مدیر فیلمبرداری : که در واقع از وی به عنوان چشم کارگردان یاد می شود . مدیریت دستیاران دوربین و راهنمایی نورپردازان و عوامل کرین و حرکت دوربین را بر عهده دارد . تعیین محل های دوربین ، مایحتاج دوربین نظیر لنزها و فیلترها و تجهیزات حرکتی ، همکاری در دکوپاژ فیلمنامه و وظایفی از این قبیل را بر عهده دارد . یک مدیر فیلمبرداری خوب ، ایده ها و راه حل های خلاقانه را به کارگردان پیشنهاد می کند ولی برای اجرای روشی که از سوی کارگردان ضروری تشخیص داده می شود به اندازه کافی ماهر است .
5. نورپردازان ، صدابرداران ، طراح هنری ، صحنه پرداز ، عکاس و جامه دار نیز چنان که از نامشان پیداست وظایف مشخصی دارند . یک طراح صحنه خوب معمولا با ایجاد پس زمینه های خوب و دکوراسیون جذاب می تواند بر زیبایی صحنه ها بیفزاید .
امیدوارم که توانسته باشم در این سلسله مقالات راهنمایی هایی هر چند مختصر اما مفید را برای شما عزیزان تدارک دیده باشم . خلاصه مطلب این که دل به دریا بزنید ، عزمتان را جزم نمایید و با کمی مدیریت در رابطه با هزینه ها و تاکید بر یک داستان خوب و فیلمنامه منسجم به جای زرق و برق ها ، فیلمی بسیار خوب بسازید که مخاطب را نیز راضی نگه دارید .
عوامل تولید یک فیلم
اصول و مبانی برنامه ریزی
● مقدمهدر بحث وظایف مدیریت از پنج وظیفه اصلی سخن به میان آمده است :
۱) برنامه ریزی Planning
۲) سازماندهی Organizing
۳) به کار گماردن Staffing
۴) رهبری / هدایت Directhing
۵) نظارت / کنترل control
البته غیر از تقسیم بندی فوق نویسندگان مختلف تقسیم بندیهایی دیگری نیز ارائه دادهاند برای نمونه لوترگیولیک وظایف هفت گانهای به شرح ذیل برای مدیریت بیان کرده است :
۱) برنامه ریزی Planning
۲) سازماندهی Organizing
۳) به کار گماردن Staffing
۴) هدایت Directing
۵) هماهنگ کردن Coordinating
۶) گزارش دادن Reporting
۷) بودجه بندی Budgeting
او با به کار بردن حروف اول کلمات فوق POSDCORB را ساخته و مورد استفاده قرار داده است.
برخی دانشمندان مدیریت موضوع ایجاد انگیزه و نوع آوری را به عنوان دو وظیفه مدیریت دانسته و برخی دیگر بودجه بندی ، گزارش دادن و به کار گماردن را جزوء وظایف اصلی مدیریت نمیدانند و بسیاری نیز هماهنگی را به جای وظیفه مدیریت، هدف مدیریت به حساب میآورند
برچ در کتاب معروف خود « اصول و تجربه مدیریت » مدیریت را در چهار عنصر خلاصه میکنند که عبارتند از برنامه ریزی ، کنترل ، هماهنگی و ایجاد انگیزه .
فایول نیز وظایف پنجگانه ای برای مدیریت قائل است که عبارتند از : برنامه ریزی، سازماندهی ، هدایت ، کنترل و هماهنگی .
با توجه به اینکه هماهنگی بیش از آنکه یک وظیفه باشد، هدف مدیریت محسوب می گردد ؛ می توان وظایف اصلی مدیریت را در پنج عامل برنامه ریزی ، سازماندهی ، تأمین نیروی انسانی ، هدایت و کنترل خلاصه کرد.
آنچه مسلم است ، برنامه ریزی بر سایر وظایف مدیریت اولویت داشته و مقدم بر آن است. البته همه وظایف مدیریت باهم مرتبط هستند ولی در میان آنها برنامه ریزی از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است .در واقع برنامه ریزی وظیفه اساسی و شالوده مدیریت است .
● اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
همانگونه که عنوان شد در میان همه وظایف مدیریت برنامه ریزی از اساسیترین آنهاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط می سازد. به عبارت دیگر برنامهریزی میان جایی که هستیم با جایی که میخواهیم به آن برویم پلی میسازد و موجب میشود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمیگیرد، پدید آید.از آنجایی که همه سازمانها به دنبال آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند. پوپایی محیط و وجود تلاطم در آن، و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی میافزاید.
پیتر دراکر معتقد است که میان موثر بودن (انجام کارهای درست) و کارآیی(درست انجام دادن کارها) تفاوت است و این دو در مراحل انتخاب هدفها و آنگاه در چگونگی کسب آنها توأم می باشد .
● تعریف برنامه ریزی
در متون مدیریتی گاهی دو واژه planning , programming را به جای یکدیگر به کار می برند ؛ در حالی که programming به نوعی برنامه ریزی جزئی تر دلالت دارد. برای برنامه ریزی تعاریف متعددی ارائه شده است ؛ بطوریکه هر یک از نظریه پردازان سعی کرده اند با توجه به زمینه تخصصی خود آنرا تعریف کنند . در ذیل چند مورد از این تعاریف ارائه شده است :
۱) برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد
۲) برنامه ریزی عبارتست از تعیین هدف و یافتن یا پیش بینی کردن راه تحقق آن
۳) برنامه ریزی عبارتست تصور و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و پیش بینی کردن راهها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند.
تعریف نسبتاً جامعدیگری از سیریل هودسن :
برنامه ریزی یعنی ارائه طریق بر عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص و دوره زمانی معلوم است.
● هدف از برنامه ریزی
۱) افزایش احتمال رسیدن به هدف، از طریق تنظیم فعالیتها
۲) افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
۳) متمرکز شدن بر طریق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر
۴) مهیا ساختن ابزاری بر کنترل
● انواع برنامه ریزی
برنامه ها برای مقاصد متنوعی تنظیم میشوند وبه فراخور هر وضعیت به گونهای متناسب با آن شکل میگیرند لذا دسته بندی ذیل را برای انواع برنامه ریزی عنوان مینماییم :
۱) برنامهریزی تخصصی
گاهی با توجه به ماهیت تخصصی برخی از وظایف مدیریت برای انجام آنها برنامهریزی میشود. این برنامه ریزیها را برنامه ریزی تخصصی مینامند که بر اساس وظایف مدیریت در سازمان عنوان میگردد.
الف) برنامه ریزی و کنترل تولید (مدیریت تولید): عبارتست از تعیین نیازها و تأمین ابزار و تسهیلات و تربیت نیروی انسانی لازم برای تولید محصولات و کالاها با توجه به تقاضای موجود در بازار و نیازهای پیش بینی نشده جامعه.
ب) برنامه ریزی نیروی انسانی : در این نوع از برنامه ریزی با تعیین افراد مورد نیاز سازمان در سالهای آینده امکانات و تسهیلات مورد نیاز (انتخاب ، آموزش ، ترفیع ، بازنشستگی و ...) تخمین زده میشود. برنامه ریزی نیروی انسانی با تهیه نمودار (ساختار) سازمانی آغاز میشود و مواردی نظیر تهیه نمودار جانشین و ترفیع، تدوین آیین نامه استخدامی و تنظیم برنامه های آموزشی ضمن خدمت را در بر میگیرد.
ج) برنامه ریزی مالی و تنظیم بودجه : عبارتست از تعیین میزان و چگونگی منابع و همچنین تعیین میزان و چگونگی مصارف مالی به منظور تأمین هدفهای موسسه و صاحبان و کنترل کنندگان آن می باشد.
۲) برنامه ریزی عملیاتی (اجرایی)
برنامه های اجرایی برای به اجرا درآوردن تصمیمات راهبردی طرح میشوند به عبارت دیگر برنامه های اجرایی عبارتند از تصمیمات کوتاه مدت که برای بهترین استفاده از منابع موجود با توجه به تحولات محیط اتخاذ میگردند.
مراحل برنامه ریزی عملیاتی عبارتند از :
الف) تدوین برنامه های کوتاه مدت (مانند تنظیم بودجه و زمانبندی)
ب) تعیین معیارهای کمی و کیفی سنجش عملکرد و ارزیابی هزینه های اجرای عملیات
ج) ارزیابی برنامه ها و تعیین موارد انحراف عملکرد از آنها
د) تجدید نظر در برنامه ها و تهیه برنامه های جدید.
۳) برنامه ریزی راهبردی(استراتژیک)
برنامه ریزی راهبردی در بر دارنده تصمیم گیریهایی است که راجع به اهداف راهبردی بلند مدت سازمان می باشند.دراین نوع از برنامه ریزی مقاصد (مأموریتها) و هدفهای سازمان مشخص و اهداف بلند مدت به هدف های کمی و کوتاه که آن را هدفگذاری مینامند ، تجزیه می گردد.
همچنین سیاستهای کلی (تدوین و تنظیم خط مشی ها) و برنامه های عملیاتی طرحریزی می گردد.
برنامه ریزی راهبردی، آینده را پیشگویی نمیکند ولی یک مدیر را می تواند در موارد ذیل یاری دهد:
الف) فائق آمدن بر مسائل ناشی از مقتضیات آتی؛
ب) ایجاد فرصت کافی برای تصحیح خطاهای اجتناب ناپذیر؛
ج) اتخاذ تصمیمهای صحیح در زمان مناسب
د) تمرکز بر انجام فعالیت های ضروری برای رسیدن به آینده مطلوب
● گامهای برنامه ریزی :
با توجه به تعاریف ارائه شده از برنامه ریزی باید گامهایی برداشت که پاسخگوی سوالات زیر باشد :
۱) کی
۲) چه وقت
۳) چرا
۴) کجا
۵) چه
۶) کدام
۷) چطور
بنابراین گامهایی را که در برنامه ریزی باید برداشت به شکل مرحله ای فرآیند زیر را طی می نماید:
مراحل عمده برنامه ریزی
کونتز،ادانل و وایهریخ در کتاب مدیریت ، مراحل برنامهریزی را به صورت زیر آوردهاست:
▪ آگاهی از فرصتها (مسائل و نیازها)
▪ تعیین اهداف کوتاه مدت
▪ تعیین مفروضات
▪ تعیین گزینههای مختلف
▪ ارزیابی گزینههای مختلف
▪ انتخاب یک راه
▪ فرمولهکردن برنامههای فرعی
▪ کمّی کردن برنامهها به وسیله بودجهبندی
بطوریکه ملاحظه میشود برنامهریزی یک جریان مداوم در جهت پیشرفت فعالیّتها
برای حصول هدفها و مقاصد از پیش تعیین شده است . از نتایج برنامههای اجرا
شده نقاط ضعف و انحرافات و همچنین نقاط قوت و جنبههای مثبت باید به منظور
رفع نقایص و بهبود عملیات در آینده استفاده نمود .
● برنامهریزی موثر
توجه به موارد ذیل موجب موثر بودن برنامهریزی میگردد :
۱) برنامهریزی منطقی باید دارای مدت زمانی باشد که بتواند تکافوی انجام تعهدات ناشی از تصمیمات امروزی ما را بکند
۲) همه افراد درگیر، درک صحیحی از برنامه و چگونگی اجرای آن داشته باشند
۳) وجود همفکری و همکاری در امور برنامهریزی
۴) ایجاد شرایط مناسب برای برنامهریزی از سطوح بالای سازمان
۵) شروع برنامهریزی از سطوح بالای سازمان و سازمان یافته باشد.
● محاسن برنامهریزی
برنامهریزی در هر سازمان محاسن زیادی دارد که مهمترین آنها به شرح ذیل است :
۱) تحقیق اهداف سازمان
۲) برنامهریزی ، به ایجاد فرصت برای اجرای تصمیمها کمک میکند
۳) برنامهریزی به اجرای منظم طرحها و تحقق اهداف سازمان کمک میکند
۴) برنامهریزی عامل تطبیق رشد سریع فنآوری محیط با سازمان
۵) برنامهریزی موجب تسریع رشد اقتصادی در سطح کلان میشود
۶) برنامهریزی مالی و بودجهبندی، ابزاری برای کنترل فعالیتها محسوب میشود.
۷) برنامهریزی به تقویت روحیه کار گروهی کمک میکند و به افزایش کارآیی سازمان میانجامد
محدودیتهای برنامهریزی(محدودیتها و معایب)
با وجود محاسن زیادی که برنامهریزی دارد ، محدودیتهایی را نیز به همرا دارد که عبارتند از :
▪ برنامهریزی مستلزم صرف هزینه و وقت است
▪ سازمانهای کوچک نمیتوانند به علت عدم توان مالی و فرصت کافی به نحو مطلوب برنامهریزی کنند
▪ برنامهریزی ، مستلزم ایجاد محدودیتهایی است که در کوتاه مدت حرکت را در سطوح متعدد سازمان ، کند و مشکل میسازد
▪ برنامهریزی ، بیشتر مبتنی بر پیش بینی بر اساس حدس و گمان و احتمالات
است و کمتر بر اساس اطلاعات قطعی انجام میگیرد (پس باید قبل از
برنامهریزی به دنبال شناخت وضعیت موجود سازمان باشیم)
مدیریت تولید فیلم - قسمت 2
ابتدایی
ترین و در عین حال یکی از مهم ترین گام در مدیریت تولید فیلم ، تجزیه
نهایی نسخه کامل فیلمنامه می باشد . این که مدت زمان فیلمبرداری چه قدر طول
می کشد ، چه تعداد هنرپیشه مورد نیاز است ، چه مسافرت هایی نیاز دارد ،
وسایل صحنه و تجهیزات چه میزان هزینه می برد ، لوکیشن ها در دسترس می باشند
یا باید بازسازی شوند و بسیاری موارد مشابه دیگر را باید برآورد و بررسی
نمود . برای نتایجه بهتر باید فیلمنامه را به سکانس ها ، صحنه ها ، نماها و
موارد دیگر تجزیه و آن ها را شماره گذاری نمود و سپس برریب ها را انجام
داد . لذا برگه تجزیه فیلمنامه ( که یک نسخه از آن را در ادامه خواهم آورد )
را باید به شرح زیر تهیه نمود :
1- تاریخ نسخه
فیلمنامه ، تاریخ نگارش برگه تجزیه ، نام شرکت تهیه کننده ، عنوان و شماره
تولید(برای داستان های چند اپیزودی ) و شماره صفحه برگه تجزیه تا
حدود زیادی باعث کاهش آشفتگی دکوپاژ شما خواهد شد . این موارد جزو موارد
فرعی بوده و در بالای تمام صفحات برگه های تجزیه ذکر خواهد شد. تعداد صفحات
نیز برآورد کارآمدی برای طول یک صحنه درزمان فیلمبرداری است . اصولا یک
فیلم 120 دقیقه ای دارای 120 صفحه برگ دکوپاژ خواهد بود .
2- شماره صحنه و محل صحنه :
منشی صحنه ضمن شماره گذاری صحنه ها ، برنامه ریزی تولید را شروع خواهد کرد
. . به طور خلاصه این که هیچ گاه تمام صحنه های
فیلم به همان ترتیبی که در فیلمنامه می آید فیلمبرداری نمی شود بلکه
معمولا بر اساس لوکیشن ها فیلمبرداری می شود یعنی ابتدا تمام نماهای یک
لوکیشن و سپس لوکیشن دیگر و... زیرا به میزان زیادی هزینه جابه جایی عوامل و
تجهیزات را کاهش داده و خطر این که مجوز فیلمبرداری در آن لوکیشن لغو شود ،
آن لوکیشن تخریب شود و موارد اجاره بها را از بین می برد . ( تصور کنید در
خانه ای فیلمبرداری کنند و بعد از جایی دیگر فیلمبرداری کنند و بعد
برگردند تا صحنه ای دیگر را در همان خانه فیلمبرداری کنند اما آن مکان
تخریب شده باشد یا اجاره اش تمام شده باشد و یا ... ) . محل صحنه نیز دقیقا
عنوان محل فیلمبرداری مانند بخاری ، اتاق نشیمن ، حیاط خانه و ... می باشد
.
3- داخلی یا خارجی :
این که از دیدگاه منطقی محل فیلمبرداری در یک محیط سربسته ( داخلی ) یا یک
محیط باز ( خارجی ) بر نحوه تدارک عوامل از جمله نور و صدا موثر است .
4- شرح صحنه : با کلمات مختصری حرکت یا فعالیتی را که در صحنه روی می دهد را بیان می نماید .
5- شب یا روز :
این که فیلمبرداری در ساعت خاصی باید فیلمبرداری شود بر شرایط نور و صحنه و
سایر عوامل موثر خواهد بود و نیاز به پیش بینی هایی را باعث می شود . در
مورد صحنه های داخلی می تواند چندان مهم نباشد هرچند که در این مورد نیز
مناسب تر این است که عنوان شود .
6- بازیگران ، بدل کاری ها ، سیاهی لشکرها ، بازیگران نقش های فرعی بدون صحبت و محافظان و مربیان
نیز از جمله عواملی است که باید برای هر صحنه مشخص شود . این مورد باعث
عدم تجمع بیجای هنرپیشه ها و اتلاف وقت آن ها گردیده و هزینه های مربوط به
رسیدگی به آن ها را کاهش می دهد .
7- جلوه های ویژه ، وسایل صحنه ، وسایل نقلیه حیوانات ( در صورت لزوم ) ، لوازم خاص و موجودی لباس
نیز باعث کاهش به هم ریختگی ، صرفه جویی در زمان تدارک وسایل و کاهش هزینه
هارا در پی خواهد داشت . لوازم خاص نظیر هلیکوپتر ، استدی کم و کرین ها از
قبل باید تهیه گردند .
8- برآورد تعداد محل های دوربین
که بسیار حائز اهمیت می باشد . زیرا تعداد محل های متفاوت مورد نیاز
کارگردان برای فیلمبرداری را مشخص می نماید زیرا به دلیل حمل تجهیزات
فیلمبرداری نظیر ابزار نورپردازی ، صدابرداری ، مونیتورها ، کابل های برق ،
مونیتور و سایر موارد، بازارایی صحنه ها وقت گیر ، زمانبر و هزینه بر
خواهد بود و سرعت و وضعیت مالی تولید را متاثر خواهد نمود
مدیریت تولید فیلم مدیریت تولید فیلم -قسمت 1
1- برای چه می خواهید فیلم بسازید؟ یک کار تجربی است . یک کار حرفه ای است . برای جشنواره فیلم می سازید ؟ فیلم سفارشی است ؟ همه و همه می تواند در برنامه ریزی های شما موثر واقع شوند . در هر حال ما برای یک فیلم نیمه حرفه ای برنامه ریزی می کنیم .
2- قبل از هر چیز فیلمنامه مورد نظرتان را انتخاب کنید . آن را بخوانید و تمام جوانب آن را در نظر بگیرید . امکانات مورد نیاز فیلمنامه و امکانات موجود را بررسی کنید . درونمایه فیلمنامه را با فرهنگ ، علایق و سلایق خود و جامعه مقایسه کنید و در صورت امکان و نیاز و البته با اجازه نویسنده آن را ویرایش کنید . این به معنای ان است که از همین ابتدا تکلیف خود را با سیر روایی فیلمنامه روشن کرده کرده اید و حین فیلمبرداری موجب دلسردی شما نخواهد شد . ( می توانید این تغییر را اعمال نکنید و فیلمبرداری کنید . نتیجه اش را خواهید دید . جواب تهیه کننده را خودتان باید بدهید . )
3- گروه مورد نظر را تشکیل بدهید . آیا توانایی این کار را دارید ؟ یک فیلمبردار حرفه ای مشکلات شما را تا حد زیادی مرتفع می کند و کیفیت کار را بهبود می بخشد و یک فیلمبردار تازه کار شاید مشکلات شما را دو برابر کند . یک فیلمبردار حرفه ای نیاز شما به ابزارهای حرفه ای را تاحد زیادی حل خواهد کرد زیرا با شگردهای خاصی بدون استفاده از ابزارها می تواند راهنمای شما باشد . این مورد در رابطه با سایر عوامل نیز صدق می کند .
4- کاری را که همان اول باید انجام می دادید ! بودجه . چقدر می توانید برای کار سرمایه گذاری کنید ؟ پاسخ به سوال اول نبز در میزان سرمایه گذاری شما موثر خواهد بود زیرا بحث برگشت سرمایه نیز ممکن است مطرح شود . یک کار تجربی برگشت سرمایه ای در پی نخواهد داشت ، برای یک کار جشنواره ای اگر و شاید در کار است و برای یک کار حرفه ای ...! . به هر حال یک مدیر تولید کارکشته می تواند شما را در امر سرمایه گذاری یک کار حرفه ای و حتی جشنواره ای یاری کند . چه آن که گزینه دوم یک تهیه کننده مدیر تولید است و حتی در بسیاری از موارد اولین انتخاب وید . زیرا تمام برنامه ریزی های پروژه بر عهده مدیر تولید می باشد . در هر حال سعی می کنیم در این مقاله تا حدودی یک مدیر تولید خوب برای شما باشیم .
فرآیند ساخت فیلم شامل سه مرحله پیش تولید ، تولید و پس از تولید است که در این مقاله مرحله اول خواهیم پرداخت زیرا خشت اول را باید محکم بنا نمود . سلسله مقالاتی که در این جا ذکر خواهم نمود شامل موارد زیر می باشند :
1.تجزیه فیلمنامه که در اصطلاح فنی از آن با دکوپاژ یاد می شود
2.سازماندهی برنامه فیلمبرداری
3.مدیریت هزینه ها
4.تعیین محل های فیلمبرداری
5.تعیین عوامل تولید



