تصوير بردار موفق کيست ؟
خبر به لحاظ حساسيت خاصي که در اطلاع رساني و بيان حقايق دارد داراي جايگاه ويژه اي است . اين موضوع در رسانه اي چون صداوسيما به خاطر طيف وسيع مخاطبان حساس تر است .
خبر زبان رسانه است و اصلي ترين وظيفه و نقش زبان ايجاد ارتباط است و از همين جا مي توان به اهميت تصوير و تصويربرداران در خبر که مکمل انتقال پيام و ارتباط قوي با مخاطبان هستندپي برد.
در ثبت و ضبط و انتقال رويداد به مخاطب عوامل متعددي دخالت دارند که تصويربردار از آن جمله است . حرفه تصويربرداري با همه ويژگي هاي پيدا و پنهانش عاملي است که به موازات ساير عوامل در چگونگي ثبت و ضبط رويدادها نقش مهم ايفا مي کند .
اينک به خاطر وجود تنوع و تکثر رسانه هاي ديداري و شنيداري فرصت و قدرت انتخاب براي مخاطبان بالا رفته و موجب شده است تا گردانندگان شبکه ها و سرويس هاي خبري براي پيشي گرفتن از ساير رقبا توجه بيشتري به کيفيت تصوير داشته باشند .
عده اي معتقدند که حرفه تصويربرداري خبر به لحاظ غيرمترقبه بودن در قالب تعريفهاي متداول و ثابت نمي گنجد و جمعي ديگر رعايت کامل قوانين تصويري آميخته با سلائق هنري رالازمه کار تصويربرداري خبر مي دانند .
تقسيم خبر به دو شيوه مکتوب و تصويري و تلفيق اين دو عنوان خبري واحد نشانگر تاثير مستقيم تصوير بر ادراک مخاطبان از رويدادهاست .
عرصه خبر به ويژه در عصر حاضر تابع سه ويژگي سرعت در عمل ، دقت در کار و صحت در موضوع است که منبع خبري آن را براي عرضه به مخاطب پردازش ميکند .
در حقيقت وجود منابع متعدد براي کسب اطلاعات و خبر موجب مي شود تا يک رسانه در بيان و تاثير بر مخاطب و جلب اعتماد او از تمام عناصر عيني بهره ببرد .
از اين رو در کنار ساير عوامل ، تصوير به عنوان سندي غير قابل انکار داراي اهميتي است که اگر برتر از ساير عوامل نباشد کمتر از آن نيست .
بنا بر اين نقش تصويربرداران خبري در رسانه ملي حائز اهميت و بسيار پررنگ است .
با توجه به ماهيت خبر و محدوديت زمان توليد و پخش يک رويداد خبري در صداوسيما ،داشتن ذهنيت خبري سرعت انتقال و حرکت ، هماهنگي و آشنائي با سياستهاي رايج خبري رسانه از جمله ويژگي هاي تصويربردار موفق خبري است .
تصويربردار خبر بايد ارزش عوامل بصري را در کادر بداند .
ضريب هوشي به شدت در اينکار مهم است . يعني هر کسي نمي تواند تصويربردار خبر باشد شايد تصويربردار يک کار داستاني را خيلي راحت بتوان تربيت کرد اما تصويربردار خبر بايد بسيار تند و تيز باشد ، زرنگ ، زبل ، کاردان و کسي باشد که رسانه اش را باور کرده است .
تصويربردار خبر بايد اول کليد رکورد را بزند بعد فوکوس کند . اين نشان مي دهد که در خبر بايد هميشه تصويربردار منتظر اين لحظه باشد . يعني لحظه اي که اگر غفلت کند از دستش مي رود و ديگر تکرار نمي شود و تصوير برداراني که بتوانند اين لحظات را شکار کنند ، تصويربرداران ماندگار در خبر مي شوند .
تصويربردار بايد تابع سياستهاي روز سيستم تلويزيوني باشد که براي آن کار مي کند يا به تعبيري در خدمت سياستهاي حاکم کشورش باشد . بخشي از اين معني به زاويه ديد برمي گردد که تصويربردار از جانب چه کساني نگاه مي کند
در کارهاي خبري کارگردان در دل تصويربردار مستتر مي شود . وي نماينده جمع بزرگي است که ميخواهند شاهد اتفاقي باشند که در مقابل دوربين رخ مي دهد . بنا براين نقطه نگاهش خيلي مهم است . آيا جانبدارانه يا کاملا بي طرفانه نگاه مي کند ؟
چه فرمي نگاه کردن به داشتن نمايندگي از چه کسي يا چه کساني بر مي گردد . اين دو نکته اساسي در اين قضيه بيشترين نقش را دارد .
در خبر سناريو به آن شکل که در تصويربرداريها مطرح است ، مطرح نيست بلکه سناريو را عامل خبري بايد بتواند در لحظه توليد کند و بسازد .
خبرنگاران و تصويربرداران بايد به يک اشتراک برسند يعني قبل از اينکه گزارشگري بخواهد پيشنهاد گرفتن تصوير بخش از صحنه را بدهد تصوير بردار بايد به آن درک رسيده باشد و به سراغ آن بخش از صحنه برود . تصويربردار بايد به وجوه و ارزشهاي تصويري دقت کند ضمن اينکه هميشه بخش هاي خبري تمام شبکه هاي تلويزيوني دنيا با سياستهاي روز مملکت شان همسو هستند در کنار هم قرار دادن عوامل بصري نياز به اين دارد که تصويربردار عوامل صحنه را بشناسد .
بطور مثال اگر ميخواهد 1 را با 2 در کادر نشان دهد ، بايد بداند که جمع آن چه خواهد شد . يا اينکه اگر 2 را قبلش بياورد چه مي شود ؟ پس بايد تدوين بداند .
اما در يک کادر هم اگر بطور مثال رئيس جمهوركشورمان را با رئيس جمهور يک کشور ديگر بخواهد نشان بدهد حتي دست راست يا چپ قرار دادن اينها در کادر low angle يا high angle يا eye levelگرفتن تصوير روي بيننده تاثير مي گذارد ، وقتي از بالا تصوير مي گيريد شما حاکم هستيد از پائين که مي گيريد سوژه را حاکم مي کنيد . ابهت يا اقتدار را اينگونه تعيين مي کنيد .
بنا بر اين تصوير بردار بايد به ارزش عوامل بصري در کادر کاملا وقوف داشته و سرعت عمل داشته باشد .
در کار بيرون از استوديو دبير خبر ، مدير واحد خبر ، کارگردان ، منشي صحنه ، نورپرداز و نودال و امپکس و صدابردار و تصويربردار استوديو همه و همه در يک تصويربردار جمع مي شوند . يعني آنجا نه کارگرداني وجود دارد ، نه منشي صحنه اي نه نورپردازي و همه اين کارها را يکنفر بايد انجام بدهد و او تصويربردار است .
تصويربردار يا کاربر دوربين پرتابل ( دستي ) بايد بداند که اگر سيگنال ويدئويي را درست ضبط نکند ، هيچ راهي براي جبران آن وجود ندارد .
بايد بداند که اگر تصويرش اکسپوز يا نمايش expose) ) مناسبي نداشته باشد يا فوکوس نباشد ، هيچ راه جبران يا فراري وجود ندارد .
بنا براين نقش تصويربردار در فرآيند توليد و پخش خبر از يک رويداد ، همان خبرنگاري است که مسئوليت شناخت ، جمع آوري و پردازش اطلاعات و اخبار و انتشار آن را بر عهده دارد .
تصويربردار خبر عنصري همسنگ خبرنگار و تعيين کننده در تبديل رويداد به خبر است و نياز رسانه ملي به تصويربرداران خبري آگاه ، متخصص ، هوشمند و آشنا به سياستهاي رايج سازمان غيرقابل انکار است .