در درس اول گفتیم که برای کارگردان شدن نباید عجله کرد . و گفتیم یکی از اون چیزهایی که می تونه به شما خیلی کمک کنه مطالعه است !

در این درس در مورد مطالعه حرف خواهیم زد . شما به عنوان یک هنرمند یا کسی که می خواد یک هنرمند باشه باید درک عمیقی از مسائل داشته باشید و این به دست نمی آد مگر اینکه آگاه باشید ، باسواد باشید ، و قدرت تجزیه و تحلیل درست رو از مسائل داشته باشید . در همه ی این موارد مطالعه به شما کمک شایانی خواهد کرد . یک کارگردان باید در مورد ادبیات ، تاریخ ، هنرهای تجسمی ، علوم اجتماعی ، روانشناسی ، موسیقی ، فلسفه ،‌ دین ،‌ سیاست و ... مطالعه و شناخت کافی داشته باشه .

علاوه بر این شما باید در زمینه ی تئاتر به اندازه ی کافی مطالعه داشته باشید . امروزه کتاب های زیادی در مورد تئاتر و کارگردانی نوشته شده اند . ـ خیلی از آن ها به فارسی ترجمه شده و در ایران هم چاپ شده اند ـ

امروزه علافه مندان تئاتر می توانند به صورت علمی آن را در دانشگاه ها بیاموزند و حتی تا مقطع دکترا آن را ادامه دهند . توجه کنید تئاتر را می توان تا دکترا آن را ادامه داد . پس باید گفت تئاتر امروزه علاوه بر اینکه هنر است یک علم است . پس شما به عنوان کارگردان باید علم تئاتر را یاد بگیرید . پس همه ی ما چاره ای نداریم جز اینکه مرتب در مورد تئاتر مطالعه کنیم . به نظر من  یادگیری پایانی ندارد .

یعنی اینکه نباید فکر کنیم یادگیری فقط مربوط به دوران 4 ساله ی دانشگاه هستش ، یا مربوط به هر دوره ی کوتاه مدت خاصی . اجازه بدید بگم که یادگیری حتی برای یک استاد دانشگاه هم تمام نمی شه و یک استاد هم باید مرتب اطلاعات خود رو به روز کنه و بر همه جریان های جدید توجه و تسلط داشته باشه !

بلی یادگیری در هنر پایانی ندارد . و هنرمند تا زمانی که بتواند یاد بگیرد و توانایی یاد گیری را در خود حفظ نماید ، می تواند به پیشرفت امید داشته باشد  . اما اگر این توانایی به هر دلیلی در شما نباشد و یا از بین برود ،‌شما در سراشیبی سقوط هنری قرار خواهید گرفت .

عده ای تئاتر را به صورت صرفا تجربی ترجیح می دهند . یعنی مشغول شدن به تئاتر بدون هیچ آموزش و مطالعه ایی ! همچین هنرمندی شاید برای فرار از زحمت مطالعه و یا شاید خود بزرگ بینی که در درونش وجود دارد و به او اجازه نمی دهد از کسی چیزی یاد بگیرد ،‌ این چنین می گوید . چون معتقد است که همه چیز را بلد است ! اگر کمی دقت کنیم در اطراف مان هستند کسانی که اینگونه فکر می کنند .

البته من یا هیچ کس دیگری از تجربه در تئاتر بدش نمی آید . همین الان اساتید تئاتر کشور ما هم دست به کار های تجربی می زنند که البته آن ها از با سواد ترین افراد کشور در این زمینه هستند . یعنی اول علم را کسب کرده و سپس سراغ تجربه های نو می روند . البته این کجا و آن کجا . ـاگر فرصتی شود در مورد تئاتر تجربی هم  مطالبی خوام گذاشت ـ

مگر علم چیست ؟ علم همان تجربه ای است که درستیش بر همگان یا حداقل بر اکثریت ثابت شده و تدوین گرده است . علم تئاتر تجربیات نسل های مختلف تئاتر است از یونان باستان تا به حال . همان طور که در فرهنگ ما این اعتقاد وجود دارد که باید از تجربه های دیگران استفاده کرد ، ما به عنوان هنرمند تئاتر باید از تجربه های نسل های گذشته درس بگیریم .

وقتی مطالعه می کنید موارد زیر را در نظر داشته باشید :

ـ‌ به جای حفظ کردن کتاب سعی کنید آن را بفهمید .

ـ اگر لازم است  کتاب را بیش از یک بار بخوانید . بعضی وقت ها هم کتاب هایی را که قبلا خوانده اید دوباره مرور کنید .

- لطفا برای مچ گیری ،‌پز دادن ، فخر فروشی مطالعه نکنید .

-وقتی کتابی را مطالعه می کنید به یاد داشته باشید آنچه در آن کتاب نوشته شده وحی منزل نیست و شما نباید بدون فکر و تفکر آ، را بپذیرید . یادتان باشد نویسنده آن کتاب هم یک انسان است که این نظریات اوست .

- نظریات مختلف  را بخوانید و آن ها را با هم مقایسه کنید .

- با گذشت زمان و افزایش عمق دانسته هایتان کم کم به نظر خودتان می رسید . - نظر شخصی شما در مورد مسائل هنری -

- مواظب باشید با اندک مطالعه دچار توهم نشوید . معمولا کسانی که یکی دو کتاب می خوانند فکر می کنند دیگه همه چیز را بلد شده اند .